کپی‌رایت - وبلاگ محمد اژدری

کپی رایت

ارسال شده در: عمومی

پیش درآمد

این دومین نوشته‌ی من پس از متأسفانه پاک شدن چند سال نوشته است. این هفته، هفته‌ی کپی رایت است. ما حتی در فارسی یک عبارت درست و درمان برایش نداریم. حق نشر و یا امتیاز نشر اگر ترجمه کنیم هم که می‌دانید عربی‌ست. احتمالا همین که مانند «پیامک» و یا «کش لقمه» نیازی به یافتن عبارتی مناسب برای این موضوع احساس نشده است، نشانه‌ی وضعیت خراب آن در کشور ماست. در ادامه نگاهی کوتاه به کپی رایت در نرم‌افزارها و رسانه‌های دیجیتال را خواهید خواند.

اگر علاقه‌مند هستید مقاله‌های زیر هم توسط دیگر دوستان وبلاگ‌نویس در همین مورد نوشته شده‌اند.

هفته‌ای برای کپی رایت – جادی
قانون کپی‌رایت و فرهنگ رعایت آن – سالار کابلی
هفته کپی‌رایت – فرزین سیف‌الهی

مخاطبین این نوشتار

این نوشته را برای ایرانیان مقیم میهن نوشته‌ام. و نه برای ایرانیان و غیر ایرانیان خارج نشین. برای کسانی که نام کشورشان در DropDownهای وب‌سایت‌ها و نرم‌افزارها کمتر دیده می‌شود. مردمی که طعم استفاده از اینترنت آزاد را هنوز نچشیده‌اند. کسانی که فرار از IP ایرانی برایشان نان سر میز صبحانه‌ست.

وضعیت کنونی

همان‌طور که در پیش درآمد گفتم ما حتی در زبانمان عبارتی برای کپی رایت نداریم (اگر اشتباه می‌کنم من را تصحیح کنید). فیلم‌ها و سریال‌های داخلی و خارجی رایت می‌شوند و همه جا هستند. البته الآن کمی این مشکل رنگ باخته است. مشکل اصلی در صنعت نرم‌افزار است که عملا کسی پولی برای نرم‌افزار نمی‌دهد مگر رایت آن. کار ما از کپی‌های کافی‌نتی سر خیابان گذشته، ما محصولاتی مثل King، Lord و مثل این‌ها داریم که قانونا فتوشاپ Original می‌زنند که البته قفل هم دارد که رایتش نکنند. خلاصه اینکه به نظر می‌رسد «در کشورمان کسی کپی رایت را نمی‌شناسد که بخواهد آن را رعایت کند.»

نگاه ایده‌آل

فروش فیلم‌ها و سریال‌ها کنار خیابان «واقعا» غیر قانونی شود. نرم‌افزار قیمت‌های واقعی خود را پیدا کنند و خرید گواهینامه (Licence) برای عامی‌ترین مردم هم موضوعی عادی تلقی شود. دانشجوها و نویسندگان به حقوق نوشتاری دیگران احترام بگذارند و نوشته‌های یکدیگر را کپی و یا استفاده‌ی غیر مجاز نکنند. وقتی درب حیاط خانه‌ای باز است داخل آن را کسی نگاه نکند و حق همسایه‌ی خود را رعایت کند.

دلایل نقض کپی رایت در ایران

خلاصه اگر بخواهید، بزرگترین دلیلی که در این باب می‌توان نام برد، بهره‌ی کافی نبردن از رعایت کپی رایت است. به طور مثال، اگر بروید پول نازنین را بدهید برای خرید یک سریال آیا مطمئن هستید که کیفیت لازم را دارد؟ ما نسبت به مبلغی که پرداخت می‌کنیم برای خرید یک لباس به همان اندازه انتظار کیفیت را داریم. این دقیقا در مورد نرم‌افزار و رسانه‌های دیجیتال صدق می‌کند، این در حالی‌ست که در کشورمان معیار مناسبی برای انتخاب نرم‌افزار یا فیلم خوب نداریم. جای خاصی مثل IMDB نداریم که ملت به فیلم‌ها و سریال‌ها امتیاز بدهند. یا حتی جایی برای نرم‌افزارها. مورد دیگر درباره‌ی تمام نرم‌افزار‌های خارجی‌ست. تقریبا تمامی آن‌ها یا حداقل معروف‌هایشان از دادن خدمات به ایرانی‌ها (یعنی ما!) اجتناب می‌کنند. پس چرا من باید حدود ۳ میلیون تومان برای Photoshop پرداخت کنم؟ یک نکته‌ی اساسی دیگر همین قیمت است. مثلا Photoshop را می‌توان به قیمت ۹۹۹ دلار خریداری کرد. برای کسی که علاقه‌مند به دنیای طراحی و تمام کارهای گرافیکی‌ست این مبلغ زیادی برای تست نیست. من اگر یک جوان در امریکا بودن از مهلت ۳۰ روزه‌ی تست رایگان استفاده می‌کردم و اگر خوشم آمد و دیدم توانمندی‌های لازم را دارم آن را می‌خریدم، خوب اگر بعد از یک سال به نتیجه رسیدم که این کار به درد من نمی‌خورد خیلی راحت آن را کنار می‌گذارم. درست است که در آنجا هم ۱۰۰۰ دلار پول زیادی‌ست. اما اگر اینجا هم کسی در کاری مثلا یک میلیون تومان ضرر کند که مشکل بزرگی نیست. نکته این‌جاست که به دلیل اختلاف ارزش پول، و هزاران دست‌انداز دیگر نرم‌افزارهایی که به دست ما می‌رسند قیمت‌هایی چند برابر دارند.

پیشنهادهای کوتاه مدت

از سریال‌های داخلی شروع کنیم. یکی دو قسمت اصلش را بخریم. ببینیم اگر خوشمان نیامد دیگر نخریم. همین. کار سختی نیست. از یک چیز کوچک شروع کنیم، کم کم همه جا را تسخیر خواهیم کرد. مثلا اگر پسر خاله‌تان به شما گفت که «شوخی کردم…!» را دیده‌ای؟ به جای اینکه بگویید: «آره، خیلی خفن بود!» بگویید: «آره، اتفاقا دیروز DVD اصلش رو از سوپری اصغر آقا خریدم، خیلی خفن بود» حتما شما جمله‌های بهتری پیدا خواهید کرد.

پیشنهادهای بلند مدت

اولین گام این است که به یکدیگر احترام بگذاریم. وقتی به شخصی احترام می‌گذاریم، به کارهای او هم اهمیت می‌دهیم، به محصولاتش هم همینطور. فرض کنید در موقعیت جای پارک هستید، احتمالا سر آن جای پارک که از دست رفت حرص خواهید خورد، اما مثلا اگر اتفاقا سریعتر از بقیه به آنجا رسیده باشید و ناگهان عموی خود را ببینید چی می‌کنید؟ با احترام دنده عقب می‌روید و جالب این‌جاست که حرص هم نمی‌خورد. (شاید هم بخورید، اما این کار را می‌کنید)

در نهایت…

بیایید یک قدم مثبت هم خودمان که از دیگران انتظار رعایت کپی رایت داریم برداریم. کمی بیشتر برای کارمان احترام قائل باشیم. منِ برنامه‌نویس اگر با جمله‌ی «اوووو، خیلی قیمت بالاست. تخفیف بده تا کارو شروع کنیم» روبرو شدم، به جای «چی بگم والا شما چقدر مد نظرتونه» بگویم «واسه این‌کار شب‌های زیادی بیدار بودم، واقعا جای تخفیف نداره» حتی اگر آن پروژه را نگیرید، کار حل است. هرچند بیشتر اوقات اگر کسی به خاطر نگرفتن تخفیف محصولی را از شما نگیرد، احتمالا اگر شما تخفیف را می‌دادید، در آینده بدترین مشتری یا کارفرمای دوران کاریتان را تجربه می‌کردید.

دیدگاه‌ها (2) 15 ژانویه, 2014
 
درباره محمد اژدری
محمد اژدری شیرازیست و آنجا زندگی می‌کند. قبلا یک برنامه‌نویس جیره‌خوار بود در شرکت‌های مختلف، الآن شرکت خود را دارد. همه‌ی زندگی‌اش پشت کامپیوترش است و همسرش را بسیار دوست دارد. برنامه‌نویسی شغل اوست، اما همچنین عاشق فیلم، موسیقی، بازی و ادبیات است.
  • http://seyfolahi.net فرزین سیف الهی

    سلام.
    نکات خوبی بود. موفق باشید.

  • http://whoman.ir هومن معین

    پیش‌نهادات کوتاه‌مدت و بلند مدت را خوب گفتی؛ اما من هنوز معتقدم که دولت بزرگترین نقش را داد. در کشوری که نقض کننده‌ی کپی‌رایت مجوز می‌گیرد و کپی‌رایت را به صورت قانونی نقض می‌کند چه برسد به شهروندان آن کشور..
    بگذریم؛ امیدوارم یک روزی همه به هم در همه‌ی زمینه‌ها احترام بگذاریم.
    ممنون از مطلب خوبت در این زمینه.