)متولد ۳۱ خرداد ۱۳۲۶ همدان) حقوقدان، قاضی سابق دادگاه، نویسنده و مدرس ایرانی است. او از نخستین قاضیان زن در ایران و نخستین ایرانی است که جایزه صلح نوبل را بهخاطر تلاش برای ترویج مردمسالاری و رعایت حقوق بشر در ایران به ویژه در مورد حقوق زنان و کودکان در سال ۲۰۰۳ میلادی دریافت کرده است.
زندگینامه
او درسال ۱۳۲۶ در شهر همدان به دنیا آمد. پدرش محمد علی، یکی از اولین اساتید حقوق تجارت بود. هنگام تولد ، پدرش ریاست اداره ثبت شهر همدان را بر عهده داشت.
خانواده اش هنگامی که او یک سال داشت به تهران نقل مکان نمودند. دورهٔ دبیرستان را در دبیرستان انوشیروان دادگر و رضاشاه کبیر به اتمام رسانید و در سال ۱۳۴۴ وارد دانشکده حقوق شد. پس از اخذ مدرک لیسانس و قبولی در کنکور دادگستری و شش ماه کارآموزی قضاوت، در اسفند ۱۳۴۸ به عنوان قاضی رسماً کار خود را شروع کرد. او جزو نخستین قاضیان زن در ایران بود. او به موازات قضاوت در دادگاه به ادامهٔ تحصیل پرداخت و در رشتهٔ حقوق خصوصی در سال ۱۳۵۰ از دانشگاه تهران با درجهٔ ممتاز به مدرک فوق لیسانس دست پیدا کرد. پس از کار در سطوح مختلف دادگستری، در سال ۱۳۵۴ به ریاست شعبه ۲۴ دادگاه شهرستان نائل آمد.
او اولین زن در تاریخ دادگستری ایران است که به ریاست دادگاه برگزیده شده و در بین سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ میلادی در این سمت فعالیت داشته است. پس از سقوط حکومت شاهنشاهی در بهمن ۱۳۵۷ او و دیگر زنان قاضی را از مقام قضاوت برکنار کردند و آنها را به کارهای اداری گماشتند. پس از آن، وی منشی دادگاهی شد که پیشتر رئیس آن بود. بعد از اعتراض زنان قاضی به این وضع، آنها را به عنوان کارشناس در دادگستری به خدمت گماردند. به گفتهٔ او: «ادامهٔ این وضع برای من غیر قابل تحمل بود بنابراین تقاضای بازنشستگی قبل از موعود کردم و با آن موافقت شد». چون کانون وکلای دادگستری مدتها پس از انقلاب بازگشایی نشده بود و بوسیله قوه قضائیه اداره میشد بنابراین با درخواست وکالت وی هم موافقت نمیشد و او عملاً چندین سال خانه نشین شد. در این مدت به تألیف چند کتاب و انتشار مقالات متعددی در نشریات ایران پرداخت تا این که در سال ۱۳۷۱ موفق به اخذ پروانهٔ وکالت شد و دفتر وکالت خود را تأسیس نمود.
او پس از اخذ پروانهٔ وکالت، دفاع از پروندههای بسیاری از جمله تعدادی پروندههای ملی را پذیرفت، مانند وکالت خانوادهٔ مقتولین قتلهای زنجیرهای (فروهرها)، عزتالله ابراهیمنژاد که در حمله به کوی دانشگاه کشته شد و زهرا کاظمی عکاس مقیم کانادا که در ایران به قتل رسید. او در جریان ناآرامیهای دانشجویی در سال ۱۹۹۹، شواهد و مدارکی دال بر دست داشتن برخی مقامات حکومتی در قتل دانشجویان دانشگاه تهران ارائه داد که منجر به بازداشت و حبس او برای سه هفته در سال ۲۰۰۰ شد. او وکیل تعدادی از چهرههای سرشناس فرهنگی و مطبوعاتی بوده است، از جمله دکتر حبیبالله پیمان (به خاطر نوشتن مقاله و سخنرانی درباره آزادی بیان) عباس معروفی، سردبیر ماهنامهٔ گردون (به خاطر چاپ تعدادی مصاحبه و شعر) و فرج سرکوهی (سردبیر ماهنامهٔ آدینه). وی تعداد کثیری از پروندههای اجتماعی نظیر موارد کودکآزاری را هم بر عهده گرفته است، مانند آرین گلشنی، کودکی که بر اثر حضانت جدا از مادرش زندگی میکرد و بر اثر شکنجه در خانه نامادریش به قتل رسیده بود. او در بحث پرونده بین المللی ایران نیز فعال است.
در سال ۲۰۰۳ کمیتهٔ جایزه نوبل در نروژ به او جایزهٔ صلح نوبل را اعطا کرد. کمیتهٔ جایزه نوبل اعلام کرد که این جایزه به دلیل فعالیتهای ایشان در زمینه حقوق بشر و ترویج مردمسالاری در ایران به ویژه در مورد حقوق زنان و کودکان، به وی اعطا میشود. در بخشی از بیانیهٔ کمیتهٔ اعطای جایزه گفته شد: «او به عنوان یک وکیل، قاضی، نویسنده و فعال حقوق بشر در ایران و در خارج از مرزهای این کشور همواره با صراحت صحبت کرده است». این کمیته همچنین اظهار امیدواری کرد که دادن جایزه صلح به یک زن مسلمان ممکن است در زمانی که منطقه خاورمیانه با تحولات فاحشی روبروست جنبش اصلاحات را در ایران احیا کند. در این سال پاپ ژان پل دوم، رهبر کاتولیکهای جهان و واسلاو هاول، رئیس جمهوری سابق چک از دیگر نامزدهای جایزه صلح نوبل بودند.
وی بارها از بنیادگرایان ایران انتقاد نموده و جنبش اصلاحطلبان و روشنفکران در کشورهای اسلامی را ستود و در یک سخنرانی در دانشگاه مریلند ضمن دریافت درجه دکترای افتخاری از این دانشگاه عنوان داشت، اصلاح طلبان و روشنفکران اسلامی در سراسر جهان در حال ساختن جنبشی هستند که با تفسیر و تعبیر صحیح از قرآن و فقه اسلامی در مقابل حکومتهای سرکوبگر بایستند. به گفته او روشنفکران، علما و اصلاح طلبان در سراسر جهان میتوانند از طرق صلح آمیز مسلمانان را به سوی حکومت قانون و تعبیر صحیح از قوانین و احکام مذهبی راهنمایی کنند.» او همچنین به انتقاد از سیاست آمریکا در دخالت در امور ایران و سایر کشورها از جمله عراق پرداخت.
او اعتراض به کشتار مردم ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (1388) را در سازمان ملل مطرح کرد. پس از تصمیم اتحادیه اروپا برای اعزام هیئت به ایران، صدا و سیمای ایران که عملکرد آن مورد انتقاد قرار گرفته در واکنش به اتحادیه اروپا اعلام کرد که این اقدام او به دلیل جایزه نوبل که گرفته بوده است.
او کتاب های مختلفی درباره حقوق زنان و کودکان نوشته است. او در سال ۲۰۰۶ کتابی با عنوان بیداری ایران درباره وضعیت ایران بعد از انقلاب اسلامی نوشت. او در حال حاضر در کنار وکالت، در دانشگاه نیز تدریس میکند. وی ازدواج کردهاست و دارای دو دختر میباشد.
فعالیتهای اجتماعی
- هدایت چندین پروژهٔ تحقیقاتی برای دفتر یونیسف تهران
- تأسیس انجمن حمایت از حقوق کودکان در سال ۱۳۷۴. وی تا سال ۱۳۷۹ ریاست انجمن را بر عهده داشت و از آن پس به عنوان مشاور حقوقی با انجمن همکاری میکند. این انجمن در حال حاضر بیش از ۵۰۰ عضو فعال دارد.
- تدریس رایگان حقوق کودک و حقوق بشر در دورههای مختلف دانشگاهی
- تأسیس و ریاست کانون مدافعان حقوق بشر به همراه چهار وکیل مدافع در سال ۱۳۸۰. کانون مدافعان حقوق بشر طبق اساسنامه خود موظف به «دفاع رایگان از متهمان عقیدتی و سیاسی»، «حمایت از خانوادههای زندانیان سیاسی و عقیدتی» و «گزارش دهی منظم و مستمر در موارد نقض حقوق بشر در ایران» است.
- دهها سخنرانی در کنفرانسهای دانشگاهی و علمی و سمینارهای حقوق بشر در کشورهای ایران، فرانسه، بلژیک، سوئد، سوئیس، انگلستان و آمریکا
- پیشنهاد تصویب قانون منع خشونت علیه کودکان به مجلس شورای اسلامی در تابستان ۱۳۸۱
- ناظر رسمی دیدهبان حقوق بشر، سال ۱۹۹۶ میلادی
جایزهها و افتخارها
1. انتخاب كتاب حقوق كودک به عنوان كتاب برگزیدهٔ سال از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
2. جایزه بنیاد حقوق بشر رافتو به خاطر فعالیت در زمینهٔ حقوق بشر، نروژ، سال ۲۰۰۱ میلادی
3. جایزهٔ صلح نوبل، سال ۲۰۰۳ میلادی
4. جایزه لژیون دونور فرانسه
5. جایزه منهایی کشور کره سال ۲۰۰۹
مأموران جمهوری اسلامی در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۸ مدال نوبل صلح او را از صندوق امانات بانکی او در ایران برداشته و مصادره کردند. این برای اولین بار در تاریخ ۱۰۸ سالهٔ جایزه صلح نوبل بود که مدال نوبل توقیف شد.
تهدید به مرگ
او چندین بار در سالهای اخیر تهدید به مرگ شدهاست. آخرین تهدید در فروردین ماه ۱۳۸۷ اتفاق افتاد. او در این خصوص به فرمانده نیروی انتظامی ایران شکایت کرده و خواستار پیگیری قضایی آنها شد. متن نامهها به این شرح بود.
- «مرگ تو نزدیک است» (۱۵ فروردین ۱۳۸۷)
- «خانم به تو گفتیم رفتار غیراسلامی و منطبق با رفتار بهائیت خود را ترک کن ولی تو به خوش رقصی برای خارجیان و بهائیان ادامه دادی. دخترت را هم در این راه وارد کردی او را خواهیم کشت که بدانی. توجه کن.» (این نوشته به امضای انجمن ضدبهائیت رسیده بود)
- «سرکار خانم، بارها به شما تذکر داده شده که مراقب سخنان خود باشید. چندی است که در خارج از کشور بهرغم اغماضهای صورت گرفته نسبت به خیانتهای شما، اقدام به سخن پراکنی مینمایید برای آخرینبار اخطار میگردد تا اعمال و رفتار خود را اصلاح نمائید وگرنه انتقام خیانت به کشور و اسلام را خواهید گرفت»
در همین رابطه محمود احمدینژاد رییسجمهور ایران در نامهای به فرمانده نیروی انتظامی دستور داد تا فورا اقدامهای لازم را برای تامین امنیت و رفع نگرانی او انجام دهد.
او در مصاحبه با "زود دویچه تسایتونگ" گفته است:
«...و من پس ازانجام وظایف کاری به عنوان یک وکیل و همچنین زمانی که در عرصه حقوق بشر فعال شدم، نامم در لیست مرگ رژیم قرار گرفت.
س: موضوع لیست ترور چیست ؟
وی: بطور اتفاقی. من با همکاران وکیلم در حال بررسی موضوع قتل نیروهای اپوزیسیون در ایران بودیم که ناگهان اسم خودم را در لیست ترورهای آینده مشاهده کردم. مسئولین دقت نکرده بودند که اسم من را از لیست موجود در پروند پاک بکنند. لیست به امضاء وزیر اطلاعات وقت آقای قربانعلی دری نجفآبادی مزین است. پس از انتشار لیست مذکور و آغاز اعتراضات زیاد ایشان چارهای جز استعفا نداشت»
» پیشنهاد می کنم لینک های زیر رو هم ببینید
تبلیغات 