تبلیغات
Cache - Mandarin
Wavers.me/mohammad
پروفایل من در ویورز

یک جورهایی مور مورم می شود...

جمعه بیستم آذرماه سال 1388نظرات - []

یک. همیشه عادت داشتم اول یک عنوان برای پست جدید دست و پا کنم و بعد به فکر نوشتن بیافتم، از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان که همیشه کارهایم همیجوریست، آخر تا بهانه ای نباشد که کاری نمی توان کرد، نان را باید وقتی خرید که گرسنه باشی، لباس را باید وقتی خرید که قبلی ها پاره پوره شده اند، دقیقا مثل وقتی که آدامست را بیرون می اندازی، همان وقتی که دیگر مزه ندارد!
چه کنیم دیگر، بعد اگر بیایند و بگویند "بابا شیرازی" بدمان می آید، حالا نمی دانم شیرازی بودن بد است یا بابا!

دو. چند مدتی است دست و دلم به بلاگ و وبلاگ و لاگ و اصولا هر چیزی که گ داشته باشد نمی رود؛ به خدا انگار وزنه ای روی انگشتانم است که نای را برده و نفس را بریده! این هم ادبیات که بعد از مرگمان نگویند بیچاره جوان ناکام. چه کنیم دیگر، کام ما همین انگشتانو وب نوشته هاست. حالا هر کس نداند خیالاتی می شود که برویم آلکسا ببینیم این بلاگ چقدر بازدید دارد، نکند رتبه یک (بخوانید YAK) است! نمی داند که این م ح م د تنها برای دل خودش می نویسد، باور کنید (با شمایم، شمایی که ممکن است زیاد هم باور نکنید) من زیاد هم به بازدید و اینجور چیزها اهمیت نمی دهم، فقط به اندازه ای که شور و شوقی باشد، گفتم که بهانه ای باشد کافیست!

سه. روزگار غریبی است، نمی دانم چرا همیشه (صنعت ایهام! به گاهی اوقات) همان هایی که اصلا علاقه ای به اینترنت و وبلاگ و این جنگولک بازی ها ندارند و اصلا خطشان با این خط ها همسو نیست وبلاگ هایی پر طرف دار دارند، بعد مایی که عمری است ادعای این چیزها را لااقل در سر می پرورانیم باید همچنان با مشت بر سر و صورت (شاید هم صر و سورت) بزنیم تا یک جمله ای هر چند ناقابل از کله بیرون بیاید! همین چند لحظه پیش داشتم دنبال عکس مجید توکلی با روسری می گشتم که به وبلاگی جالب و خوب بر خوردم، زیادی اصرار نکنید که نامش را عمرا بگویم، آخر شما که نمی دانم آنقدر چیزهایی خوب خوب نوشته است که نگو! من هم تصمیم دارم روزی یک پست را (از همان اول تا همین آخر) بخوانم و چیز یاد بگیرم و بیایم و به شماها بگویم و شماها هم به به و چه چه!!! اینجوریست دیگر! مگر نمی شود من هم کنس (بخوانید KENES) باشم؟
راستی می دانستید معنای واقعی و راه و رسم فمنیسم چیست؟ من الآن می دانم!
(فکر نکنم زیاد معلوم بود که این را از همان وبلاگه به چنگ آورده ام، معلوم بود؟)

چهار. می دانید چرا من همیشه عاشق اینترنت بودم؟ چون در اینترنت همه چیز را می شود "خلاصه" به دست آورد، مثلا تا وقتی می شود همان چند بیت مورد نیاز را از شاهنامه خواند چرا بروم مثل "شایان اژدری" ده ساله، سه هزار بیتش را حفظ کنم؟! من اصولا آدم این جور حرف ها نیستم، هووو، کی حال خواندن پانصد صفحه بوف کور را دارد؟ تازه معلوم نیست آخرش خودم را نکشم! خرجش گوگل کردن نامش است، باور کن!
اما خداییش چند وقتیست اساسی به فکر خواندن هفت هشت تایی کتاب خوب و به قولی تپل افتاده ام. احساس می کنم فقر اطلاعاتیم از فقر جیبیم زده بالا، دیگر دارد گندش در می آید.

پنج. این همان پستی ست که قرار بود پنج دقیقه ای توی چهار جمله بنویسم ها!

شش. گاهی دلم می خواهد این وبلاگ را ببندم و یک وبلاگ دیگر بسازم، آخر دلم می خواهد خواننده هایم مرا نشناسند، شاید بتوان حرف دل را زد، به خدا گاهی می خواهم دل را به دریا بزنم و آنچه می خواهم بنویسم، همان هایی که فقط به گوش دوست واقعیم فرو می برم، همانی که ندارم! خدا را چه دیدید، شاید همین فردا نه، همین پس فردا یک چیزهایی اینجا دیدید و خواندید که مرا چپ چپ که خوب است راست راست نگاه کنید.
یکی بود که کامنتی گذاشته بود "نکند شما دو شخصیتی هستید" کمی به فکر فرو رفتم با این کامنت (بگردید پیدایش می کنید در وبلاگ، من هم همان جاها هستم، لطفا یه دستی هم به من برسانید) یک جورایی به شک افتادم، من را چه شده؟ آیا دوگانگی در شخصیت، در شخصیت یگانه ام رخنه کرده؟ بلا به دور. آدم عجب چیزهایی می شنود و می بیند ها. اما خدایی نه، وقتی خوب فکر می کنم می بینم زیاد هم دوگانه نیستم، چرا این فکر در مورد دیگران (بعضی دیگران) به ذهنش (شاید هم ذهنتان) خطور نمی کند؟ شاید چون من هر چه هستم می گویم، هر چه نیستم هم می گویم، و چون شما می دانید که چیزهایی هست که نمی دانید، پس به این فکر می افتید!

هفت. شارژ کامی در حال تمام شدن است، تازه ویندوزش را عوض کردم فعلا سر حال است، همین یک مدت پیش تولد یک سالگیش را یادم رفت جشن بگیرم! دی وی دی رامش مریض شده بردمش دکتر گفت یک عمل درست و حسابی افتاده ای. این روزها هم اوضاع کار و کاسبی کساد است فعلا بی خیالش شده ام.
آپدیتش هم کرده ام، دیگر چه می خواهد؟

پی نوشت:
هفت. کاش همه چیز و همه کس، با یک عوض کردن ویندوز و آپدیت کردنش حل می شد...

یک روز بارانی... من و تنها یک دوربین

شنبه هفتم آذرماه سال 1388نظرات - []

یک روز "زیبای" بارانی...

نگاه دوربین من از پنجره ی اتاق من... تا نگاه تو دوست خوب من

دوربین بازی

ادامه دنیای دوربین بازی من...

» پیشنهاد می کنم لینک های زیر رو هم ببینید

بنویس تا یادت نره

سه شنبه سوم آذرماه سال 1388نظرات - []

خدا حافظ!
این تنها کلام من است از این پس...


یه شروع هیجان انگیز! فقط می خواستم کمی هیجانی بشوید!!!
با یه پست آمدم اساسی...
مدت ها بود که ویندوز 7 رو نصب کرده بودم. جمله تصحیح می شود، مدت ها هست که ویندوز 7 نصب کرده ام! از بخش های مختلفش به اندازه ی کافی استفاده نموده بوده و استه.
از یه مدت پیش کار با Sticky Notes رو شروع کردم. نگو که نمی دونی چی. نمیدونی؟
از اونجایی که مایکروسافت بیکار بوده، تصمیم گرفته بوده که مقداری ادویه به آش شلم شوربای 7 اضافه کنه. باید توجه داشته باشید که آشپز اگر دو تا شد آش یا شور میشه یا بی نمک از بیخ هیچ ارتباطی به بحث ما نداره.
یکی از این ادویه جات Sticky Notes (همان دارچین) است. رنگ اولیه زرد مایل به سفید (بخوانید safid) است. دون دون هم نیست.
اگر خیلی مشتاق هستید بدانید معنی این عبارت (Sticky Notes) چیست کافیست به دیکشنری (بخوانید Dictionary) مراجعه نمایید، صفحه 226 خط 17! (اگر دیکش شما خیلی کوچک یا خیلی بزرگ است، نگران نباشید این نشانی جواب می دهد، می توانید امتحان کنید، یه دیکش 225 برگی بردارید، انشالله در 20 سال آینده به صفحه ی بعد خواهید رسید)

Sticky Notes

کار این یادداشت ها این است که همیشه نکاتی را به یاد شما می آورند. مکانیزم بسیار جالبی دارند، نه دکمه ی ذخیره ای نه مینیمایز پینیمایزی، فقط باز کن بنویس. خودش یادداشت ها رو اول بالا اومدن ویندوز نمایش میده، خودش ردیف می کنه میچینه کنار هم. هوووووووووووو! هزارتا کار دیگه هم می کنه، مثلا چایی رو با کتری ذغالی هم دم می کنه! به غیر از 2 تا دکمه ی خوشگل هم دیگه چیزی نداره، یکی واسه پاک کردن یادداشت یکی واسه ساخت یادداشت جدید.
فونت لاتینش خیلی قشنگه، اما اگه بخوای فارسی تایپ کنی چنگی به دل نمی زنه، در ضمن راست به چپ هم نیست. پس فارسی را بی خیال شوید.
برویم سراغ کار خودمان...
من تصمیم گرفتم بسیار بسیار خدمت به جامعه ی بشری نموده و نرم افزاری نوشتن آغاز کنم ( و به پایان برسانم ) که صد در صد از این Sticky Notes مایکی جون بهتر باشد. اسمش راهم گذاشتم همون Sticky Notes تا چشش درآد!
امکانات زیادی دارد، اونقدر که نای گفتن نیست!
یکی اش این است که مثل مال مایکی در رنگ بندی های مختلفی ارائه شده!
یا مثلا مایکی نمی تواند اندازه ی فونت راتغییر بدهد (بیچاره) اما این Sticky Notes من می تواند (قربان قد و بالاش)!
یا توی نرم افزار مایکی امکان دسته بندی و نمایش یادداشت ها با هم وجود ندارد اما این آقا استیکی ما می تواند!
کلا کارش خیلی درسته
نیازی به ذخیره سازی نیست، خودش همه کارها رو می تواند ذخیره کند.
اصلا می توانیند! از این استیکی گل دقیقا مثل استیکی اخی مایکی استفاده کنین!
دستتان حسابی باز است.
نمی خواهید تستکی بزنید؟

فعلا این نرم افزار نسخه ی اولیه خودش را سپری می کند، خوش حال می شوم دانلود کنید و نظرات خود را بدهید، خوشحال تر می شود اگر دو بار نظرات خود را بدهید، اگر سه بار نظر بدهید عصبانی می شوم!

این نرم افزار به زبان C#.NET نوشته شده است!
پایگاه داده ندارد!
بسیار ساده و ساده و ساده و ساده و ساده و ساده نوشته شده است.
اگر از دوستان کسی خواست این امکان وجود داره تا کدها رو واسش تحلیل کنم (یه جور آموزش)
نسخه ی Net. در این نرم افزار 3.5 هست.
برای اجرای این برنامه حتما باید Net Framework. روی سیستم شما نصب شده باشد، فراموشتان نشود که نسخه ی 3.5 باشد ها!

اگر خدا بخواهد و عمری باقی ماند و دستی بود و نایی و حس ارسال پست جدید نسخه ای را برای دانلود قرار خواهم داد که دیگر نیازی حتی به نصب دات نت فریم ورک ( پارسی را فاس بداریم) هم نباشد!

 قیمت: رایگان
 گذرواژه: www.cache.mihanblog.com
 تصاویری از محیط برنامه 123

یک فنجان لینک
ویورز
میکروبلاگ کاملا فارسی + قدرتمندترین میکروبلاگ ایرانی
زنونه ها
آنچه که همجنسانم باید بدانند...
طرح های خلاقانه درباره محیط زیست
خیلی از حیوانات و گیاهان در حال نابودی هستند، گرافیست ها با طبیعت درد و دل می کنند...
وبلاگ خاطرات رونیک
وبلاگ خاطرات رونیک
نقطهء برگشت‌ناپذیر
شما می دانید هر کس به ۱۰۰۰ کیلومتری برسد بقیه اتفاقات برایش در دسترس است؛ مهم مسئله رسیدن به هزار کیلومتری است، من از دوستان خواسته بودم ۷۰۰ کیلومتری را فاکتور بگیرند، یک «یا علی» بگویند و روی ۱۰۰۰ کیلومتری بروند، اما اصرار نمی‌کنم زیرا باید ملاحظات فنی را دقیقاً رعایت کنند.
هاییتی؛ ۱۲۰ تصویر از دیاری که شب با روز یکسان است
تصاویری بسیار زیبا و تکرار نشدنی از سرزمین ویران شده ی هاییتی
سوت بلبلی برای شروع یک تغییر دکوراسیون
اگر تصمیم دارید تغییر دکوراسیون در اتاق های منزلتان بوجود بیاورید، لزومی ندارد هزینه و زمان زیادی را صرف این کار کنید، با در نظر گرفتن نکات زیر به راحتی در یک آخر هفته قادر خواهید بود چهره ای جدید به اتاق هایتان ببخشید.
حالت هایی که هیچ گاه نباید با نوت بوک کار کرد!
چندین حالت که معمولا ما در اون وضعیت ها با لپ تاپمون کار می کنیم! که کاملا اشتباه هستن!!!
درگذشت آیت الله منتظری از نگاه یاهو
خبر درگذشت ناگهانی آیت الله منتظری و یک معرفی کوتاه از ایشان در وب سایت یاهو به نقل از علی اکبر دارینی خبرنگار خبرگزاری Associated Press
آیت الله منتظری در گذشت...
آیت الله منتظری دیشب، در سن 87 سالگی، در خواب به سوی پروردگار شتافت. تمام خبرگزاری های داخلی و خارجی فورا خبر را تیتر کردند.
آرشیو کامل لینک هاشما هم لینک تعارف کنید...
دوستان CACHE
سیب!
سیب، دنیای سبز من
محسن مودت
روز نوشت های یک IT Man، وبلاگ همه چیز از همه جا!!! از دوست خوبم، محسن مودت
مشاهدات ما از محیط زیست
وبلاگ یکی از دوستان در حمایت از محیط زیست به خصوص پارک ملی بمو. پیشنهاد می کنم ببینید
روزگار...
فقط یادمون باشه:زندگی خالی نیست: مهربانی هست،سیب هست، آری، تا شقایق هست زندگی باید کرد.
انجمن شاعران مرده
گاهی گمان نمی کنی ولی می شود . گاهی نمی شود ، نمی شود که نمی شود؛ گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است ، گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود ؛ گاهی گدای گدایی و بخت نیست ، گاهی تمام شهر گدای تو می شود.........
ارکیده
وبلاگ خانوم سکینه محمدی
همه چیز از کامپیوتر تا برنامه نویسی
آموزش ++C
سخنی از هر دری
وبلاگ خانوم زهرا کشاورز
روح IT
وبلاگ خانوم الهام قاسمی
مجموعه مقالات فناوری اطلاعات
وبلاگ دوتا از بچه های خوب IT
بلاگ عکس های زندگی من
عکس های زندگی من
نارسیس
وبلاگ یکی از بچه های خوب IT
یادداشت
وبلاگ خانوم ماریا رفیعی
هر روز روزی نو است، فکر را نو کنید
وبلاگ خانوم فرانک عابدی
ورودی های 88 حقوق شیراز
وبلاگ دسته جمعی دانشجویان رشته ی حقوق دانشگاه شیراز، ورودی 88
وبلاگ سیاسی و فرهنگی
نقد های موشکافانه و توپ از دنیای سیاست. اگه گاهی حس کردی دلت واسه فرهنگ تنگ شده هم سری بهش بزن.
وبلاگ انجمن فناوری اطلاعات دانشگاه پیام نور شیراز
وبلاگ انجمن ما هستا!!!
فهرست تمام لینک ها