تبلیغات
Cache - Mandarin
Wavers.me/mohammad
پروفایل من در ویورز

من هم کلاس رفتم...

یکشنبه پنجم اردیبهشتماه سال 1389نظرات - []

خوب، مثل اینکه پست های تخصصی یا به قول جناب عالی خود بنده، پست های نیکوکارانه زیاد دوست دار بازدیدکننده نیست.

این مدت چندتا از دوستان باهام تماس گرفتن، یا ایمیل فرستادن یا پیام فرستادن یا کامنت گذاشتن یا پیغوم پسغوم فرستادن که ما می خوایم شروع کنیم برنامه نویسی یاد بگیریم. چی کار کنیم. البته اکثرا به جای جمله ی چیکار کنیم گفتن، چه کلاسی بریم، کدوم کلاس بهتره، شما کدومو رفتین!!!

منم به همه جواب دادم، به همه تقریبا یک جور، یکی با حوصله، یکی خلاصه، یکی کار راه بنداز، اما واسه این آخرین نفر نمی دونم چی شد، به خودم که اومدم دیدم یه ایمیل خیلی طولانی نوشتم! وقتی دوباره مرور کردم دیدم میارزه به جای ایمیل کردن پستش کنم اینجا! هم اوشون استفاده کنه، هم دیگرون، هم خودم!

بله، من چندین کلاس رفتم، کلاس های جور وا جور. با پول، بی پول، با آدم حسابیا، با آدم نا حسابیا. C#.NET
 ، ASP.NET ، SQL Server و غیره.
نمی دونم توی چه شهری زندگی می کنید.
اما اگه تهران هستید سازمان مدیریت صنعتی و اگه شیراز هستید، سازمان مدیریت صنعتی جنوب رو پیشنهاد می کنم.
در ضمن موسسه دیباگران هم خوبه.
مهم استاد هست.
هر جا می خواین برین اول خوب در مورد اساتیدش سوال کنین تا مطمئن بشین استاد خوبی بهتون درس میده
مدیریت صنعتی اساتید خوبی داره.
اما...
من برای شما پیشنهاد بهتری دارم.
شاید این کلاس ها برای شروع خیلی خوب باشن، شاید واسه کسایی که بلد نیستن هیچی، خیلی خوب باشه
اما واقعا اگه می خواین برنامه نویس حرفه ای بشین اصلا به این کلاس ها اکتفا نکنین.
علم آی تی اصلا چیزی نیست که شما یه چیزی رو یاد بگیرین و اون تا همیشه به دردتون بخوره. (بابا بزرگه)
شما توی این علم باید هر روز یه چیز جدید یاد بگیرین و با دنیا پیش برین وگرنه واقعا عقب می مونین.
باور کنین کلاس های آموزشی توی ایران فقط به درد دور هم بودن می خورن.
نه برنامه نویس شدن.
چند تا کتاب بگیرین و خودتون شروع کنین.
توی هر فیلدی که دوست دارین
  • شبکه
  • C#.net
  • VB.Net
  • F#.net
  • J#.net
  • ASP.net
  • Java
  • PHP

یا هر چیز دیگه
توی ایران کتاب های مربوط به رشته ی ما به زبان فارسی خوب پیدا نمیشه.
یعنی هست ولی خیلی کمه و باید خیلی بگردین.
هرچند چه زبانتون خوب باشه چه نباشه، من پیشنهاد می کنم کتاب های انگلیسی زبان بگیرین و با اونا کار کنین.
الآن توی فکر همه این هست که اگه کسی بخواد برنامه نویسی کنه حتما باید پول خرج کنه.
منم می گم که باید پول خرج کنید، اما نه اون طوری که فکر می کنید.
اگه از من می پرسید، می گم به جای این که کتاب های رنگارنگ بگیرید و کلاس های جور وا جور، اینترنت پر سرعت رو توی خونتون راه اندازی کنین.
و سعی کنین زبانتون رو خوب کنین.
زبان هم منظورم کلاس زبان رفتن نیست.

در ضمن، فقط واسه شروع...
برای یادگیری برنامه نویسی در دات نت باید چند بخش رو طی کنین.

اگه می خواید وب کار بشید پس اول باید طراحی رو یاد بگیرید
برای شروع HTML یاد بگیرید. بعد به سراغ CSS برید.

بعد از اینکه تقریبا با این ها آشنا شدین برید سراغ دات نت

کتاب هایی که باید پیدا کنین، البته برای شروع
اول Microsoft .Net Application Development
بعد Microsoft Sql Server 2008 Implementation and maintenance
بعد Microsoft .Net Web based client application (ASP.NET)

آخرین نکته، سعی کنین همیشه کد بخونین، حتی اگه نفهمین چی هستن.
فقط بخونین.
هر سایتی که میرید سورسش رو نگاه کنید تا چشمتون به دیدن کدها عادت کنه.

دیدین وقتی یک متن فارسی می بینیم ذهن خودکار کلمات رو آنالیز می کنه؟
شاید اصلا شما زیاد هم دقت نکنین اما کلمات توی ذهن شما مفهوم دارن و درک میشن.
اما مثلا زبان فرانسه که خیلی هامون بلد نیستیم.
هیچی سر در نمیاریم.
حتی انگلیسی که بعضی هامون ادعامون میشه که خیلی بلدیم.
واسه خوندن یه متن حتی اگه مشکلی هم نداشته باشیم باید ذهنمون رو کامل متمرکز کنیم.
به این دلیل که چشمامون و ذهنمون هنوز به سرعت عمل نمی کنن.
پس بیایم ذهن خودمون رو واسه برنامه نویسی آماده کنیم.
باور کنین راه سختیه، اما اول راه واسه همه یه جفت پوتین گذاشتن، این به شما بستگی داره، با جوراب به این مسیر برین یا با اون پوتینا محمد انیشتین (کاکوی انیشتین اینا)

بفرمایید یک فنجان HTML

دوشنبه پنجم اسفندماه سال 1387نظرات - []

شبانه روز دم در دانشگاه ...
ببخشین این مال پست قبلی بود!

اگه دقت کرده باشین تو پست قبل دست های پشت پرده یه خبر کذب و در واقع یک شایعه از قول من منتشر کردن که من هم با کمال شجاعت روبروی این همه دست، تنها و بی کس ایستادگی کرده و کلی حال نمودم!

از بالا (خیلی بالا، به قد شما قد نمیده!) دستور رسیده که فعلا در مورد کلاس ها دست نگهداریم!!!
نه اینکه ما هم اکتیو، شبانه روز داریم خودمونو به این در و ... کلا همین در می زنیم اونا هم اینجوری گفتن.
خلاصه آقای ابراهیمی (آخ ببخشین، نباید از بالا اسم می بردم) امر فرمودن که به دلیل اینکه کلاس ها این ترم خیلی شلوغ پلوغه و فکر نکنم بتونه کلاسی واسمون گیر بیاره تصمیم گرفته شد بر این که ... تا اطلاع ثانوی به صورت آنلاین این کلاس ها برگذار بشه. یعنی اینکه من تو اینترنت درس ها ارائه کنم و شما دوستان هم از اون استفاده کنین.
البته این کار حسن های زیادی داره. یکیش اینه که وقت هممون کمتر گرفته میشه. و البته این دروس به دلیل اینکه باز دستور از بالا اومده باید در وبلاگ انجمن ارائه بشه. منم قبول کردم اما به این شرط که هر چیزی به غیر از خود درس توی بلاگ انجمن باشه و بقیش تو بلاگ خودم. حالا خودتون کم کم با نحوه ی کار بیشتر آشنا میشین.
در ضمن طبق رسم همیشگی (دقیقا نمی دونم از کی رسم شده!) باید یه کلاس رفع اشکال هم باشه.
کلاس رفع اشکال رو ترجیحا به صورت آنلاین برگذار می کنیم، یعنی همه آن میشن توی یاهو مسنجر و با هم یه 2 یا 3 ساعتی کار می کنیم. تمرین ها هم باز از همین طریق دریافت میشه.
خودم به شخصه با روش آنلاینی موافقم. حالا اگه دوستان (البته اگه) دلشون خواست می تونن به مغزشون فشار بیارن و ایده ای چیزی بدن تا این کلاس ها بهتر برگذار بشه!

التماس می کنم نظراتتون رو بگین!

» پیشنهاد می کنم لینک های زیر رو هم ببینید

نام نویسی در کلاس های Pro HTML & CSS

دوشنبه پنجم اسفندماه سال 1387نظرات - []

لطفا پی نوشت ها رو بخونین!

شبانه روز دم در دانشگاه چادر زدیم و گریه کنان این ور و اون ور رفتیم. اشک هایمان مثل زلیخا (ضلیخا، ذلیخا، ظلیخا، زلیخوا، ضلیخوا و ...) سر به زیر بود.
سرتان را بیشتر از این درد نیارم، چون می دونم همین که آدم شبانه گریه بکنه چقدر با سردار دار هست!

مش ابراهیم ... ببخشیـــــن جناب مهندس ابراهیمی طی آمد و شدهای بس فراوان به اون ساختمون با کلاسه هست تو معلم، پوزش... سر فلکه ی معلم! و بعد از درد و دل های فراوان با جنابان دکاتیر رؤسای (درست نوشتم؟) دانشگاه پ.ن ! موفق به کسب اجازه جهت تازه ...  نام نویســــــــــــی شدن!

هر کسی که دوست داره تو این کلاس ها شرکت کنه مجبوره! که اول، نامش رو بنویسه. حالا شما مختارین که نامتون رو هر جایی که دوست دارین بنویسین، رو در اتاق، رو دیوار سالن پذیرایی، بالای آیفون، رو برچسب اطمینان ماشین لباس شویی، کف دست یا حتی کنار زیپ کیف! اما فقط اینو بودنین که من خودم به شخصه دم در کلاس وای میسم و فقط اونایی رو راه می دم که اسمشون رو توی IT-ES.IR اونم از روز دوشنبه به بعد توی فرمی که مهندس ابراهیمی میذاره نوشته باشن. حالا خود دانی، می خوای رو دیوار اتاق اسمتو بنویس می خوای تو سایت انجمن!
انشاالله که بالای یکی دو نفر نام نویس کنن!

پی نوشت:
این پست رو قرار بود چند روز پیش بنویسم اما خوب به دلایل بسیار سهمناک با خطر دار نتونستم!

پی نوشت 2:
به خدا من آدم بد قولی نیست، اما دقیقا 1 ساعت پیش به من خبر دادن که فرم هنوز نرفته بالا و من واقعا شرمنده ی روی گل شما هستم! (البته خیلی جدی نگیرید چون زیاد هم شرمنده نیستم!)
بر اثر یک سری اتفاقات غیر قابل پیشبینی که در دانشگاه پیام نور کاملا طبیعی هست فعلا خبر بالا کاملا تکذیب میشه و اینا همش شایعه هست! اینا می خوان واسه من پاپوش درست کنن، این دست های پشت پرده ی بلا!
خلاصه من حتما طی پست بعدی جریان رو کاملا توضیح می دم و تاریخ دقیق شروع کلاس ها رو اعلام می دارم! اگه دوست داشتین می تونین اینجا رو کلیک کنین و مشترک این بلاگ بشین تا از این به بعد تمام پست های جدید به ایمیلتون ارسال بشه.

پی نوشت 3:
لطفا از اینجا پست بعدی رو که در همین مورد هست بخونین!

وبلاگ زوری یا زور وبلاگی؟

شنبه بیست و یکم دیماه سال 1387نظرات - []

سلام به همه دوستان خوب خودم
بعد از یه مدت طولانی دوباره وقت کردم که یه پست بفرستم و یه حال اساسی به خیل بزرگ طرفداران Cache بدم!
راستش دلیل اصلی تولد این پست این بود که یه کمی با هم در مورد وبلاگ ها صحبت کنیم. کدوم وبلاگ ها؟
اونایی که توی 2 جلسه ای که از کلاس طراحی وب تشکیل شد شرکت کردن حتما خبر دارن که من به همه ی بچه ها گفتم باید یه وبلاگ بسازن!
تقریبا تمام بچه ها در برابر این موضوع موضع گرفتن. می گفتن چرا ما باید چنین کاری بکنیم؟! چرا اصلا باید چنین کاری بکنیم؟! مثل اونایی هستن که قراره کسی رو بکشن، بچه ها هم فکر می کردن که حتما ساخت وبلاگ مساویه با کشتن یک نفر!
اکثر اونایی که به این وبلاگ میان البته به غیر از زهیر از بچه های دانشگاه هستن و منو از نزدیک می شناسن، پس بیاین با هم رو راست باشیم. ما همه { همون اکثرا } دانشجوی رشته ی IT هستیم. ما با همه ی دانشجوها فرق می کنیم، مخصوصا با بچه های نرم افزار. پس یه کم ITوار فکر کنیم. در آینده قراره ابزار کار ما همین اینترنت و وب باشه حالا کجای این مشکل داره که من می گم باید وبلاگ داشته باشیم؟ به خدا به نفعه همه ی ماست.
این که یک نفر چه وبلاگی میسازه و توش چی میذاره به خودش بستگی داره، و این اصلا دلیل نمیشه که چون ما IT میخونیم پس باید تمام مطالب هم تخصصی باشه. بابا شاید یکی خواست در مورد سیاست وبلاگ بزنه، شایدم یکی { مثل من } خواست چرت و پرت بگه!
{ اینجا رو با صدای خش دار بخونین } خلاصه بچه های خوبم از بابای پیرتون بشنوین این نصیحت رو که وبلاگ چیز خوبیه، وبلاگ بسازین!
{ از اینجا رو دیگه نمی خواد با صدای خش دار بخونین! } نگران پر کردن مطالب وبلاگتون هم نباشین. به کمک هم آباد سازیم مهنمان را!
فعلا بابای

پی نوشت: ببخشین که متن پست امروز یه کم زاغارت ( ضاغارت، ذاغارت، ضاقارت، ضاغارط، ...) بود. راستش از یه طرف خیلی با روحیه بودم { به دلیل مسائل شخصی که از گفتنش معذورم! ) از طرفی خیلی خسته و اصلا حال نوشتن نداشتم. خلاصه شرمنده اگر دست پختم بد بود، شما به شوری خودتون بهش نمک بزنین!

پی نوشت2: به خاطر اینکه بعضی دوستان فکرای ناجور کردن مجبور شدم خود سانسوری کنم!  لطفا برداشت بد نکنین من طاقت خود سانسوری ندارم، یه دفعه دیدین که دیگه منو ندیدینا!!!

... و سنگ ها هم چنان می بارند

دوشنبه بیست و پنجم آذرماه سال 1387نظرات - []

امروز میخوام راجع به یه شی عجیب که این روز ها خوب جلوی آدم سبز میشه در واقع انداخته میشه حرف بزنم.
بعد از کلی کلنجار و این ور و اون ور کردن کارا. تصمیم گیری های مداوم و بسیار پیچیده و برنامه ریزی بسیار دقیق تصمیم گرفتم از خواب پاشم! از همون اول صبح معلوم بود که امروز نمی تونه روز خوبی باشه. بلافاصله بعد از اینکه به این نتیجه بزرگ رسیدم فهمیدم امروز جلسه سوم کلاس هم هس. وای خدای من!!! باید برنامه ی امروز رو هم بچینم. چی بیام سر کلاس بگم؟! حالا از قضایای اجبار برای پرداخت قبض موبایل و واریز پول به حساب یکی و تصادف قریب الوقوع توی خیابون و بوق بوق ماشین پشت سری و این حرف ها چیزی نمی گم و یه راست میرم سر اصل مطلب. توی شرکت سعی کردم ه سرعت کارا رو روبراه کنم تا بتونم واسه عصری برنامه ریز کنم. خدا رو شکر برنامه ریزی هم که شد. یه چک لیست بلند بالا واسه کلاس آماده کردم. مثل همیشه البته! به ناگاه یکی از بچه های دانشگاه که اتفاقا دبیر انجمن هم بود و به احتمال بسیار زیاد پسری سجاد نام هم بود به تیلیفون همراهم دری شد. وقتی نام مبارک رو روی نمایشگر (حال کردین پارسی را فاس بداریم؟) دیدم شصتم خبردار شد که قضیه کلاس امروز هم مورد دار شده. دقیقا مثل جلسه قبل که بچه ها 2 ساعت بی کار مونده بودن منتظر شروع کلاس.
مثل انیکه کلاس های غیر رسمی گناه کبیره شناخته شده و کسایی که توی این کلاس ها شرکت کنن خونشون مباح میشه!
قرار بر این شد که لیست ببخشین فهرست اسامی و شماره دانشجویی تمام بچه های علاقه مند به فراگیری علم و دانش ! که می خوان توی این کلاس ها باشن نوشته بشه و جهت دریافت تاییدیه اخلاقی علمی و ...! به بخش آموزش رد بشه.
خدایا ما را از عذاب الهی (سنگ های آسمانی که این دفعه جای پای لنگ جلوی پای دانشجوهای IT میافتن) دور بدار... آمیـــــــــــــن!

یک نکته ملس (Malas) ! : اگه نتونستیم کلاس ها رو توی دانشگاه برگذار کنیم در صورت تمایل بچه ها میریم جای دیگه. مرکز رشد یک سری سالن های بزرگ مجهز در اختیار همگان قرار میده تا کلاس ها، جلسات و کنفرانس های خودشون رو اونجا برگذار کنن. ورودی این سالن ها واسه هر جلسه 20 هزار تومن هست. اگه بچه ها بخوان اگه کم کمش 20 نفر هم که ثبت نام کنن واسه 7 جلسه میشه 7 هزار تومن نفری!
تازه محدودیت زمان هم نداریم. یعنی با این 20 هزار تومن هر چند ساعت که بخوایم میتونیم ور (Ver) بزنیم!

امیدوارم که همه ی بچه ها با این نظر من موافق باشن.

ممنون

داستان یک کوچ

سه شنبه نوزدهم آذرماه سال 1387نظرات - []

سلام
به یاری خدا دومین جلسه کلاس های طراحی مقدماتی وب (بالآخره اسمش شد این) بدون طلفات (تلفاط، طلفاط، تلفات،...) به پایان رسید.
هر چند که این مطلب یکم دیر پست شد، اما خوب شما هم کمی (فقط کمی) حق بدین به این جوون بیچاره. کلی بدبختی داره آخه.
اول از همه بگم که از همه ی بچه هایی که توی این کلاس بودن به خاطر کمی کیفیتش نسبت به جلسه اول عذر می خوام. می دونم که مثل جلسه اول نتونستم کامل و جامع جلسه رو اداره کنم. آخه یه سری مشکلات پیش اومد که همین جا بهش می پردازیم. (باز رگ کلاس گذاری من شروع به باد کردن کرد!)
من همین جا از همه ی عالم و آدم به خاطر اینکه تقصیر من نبوده معذرت می خوام!
توی آخرین نشست (میز گرد، میز مستطیل، میز ...) تصمیم بر این شد که این کلاس ها (منظور همان کلاس های طراحی مقدماتی وب می باشد) 4 ساعته بر گذار بشه اما خوب از اونجایی که همیشه تصمیم های مهم خارج از این جلسات گرفته میشه بعد از جلسه تصمیم گرفتیم که 2 ساعتش کنیم.
طبق مکالمات پی در پی من و دبیر انجمن آقای ابراهیمی (کلا 3 تا اس ام اس، ببخشین پیامک) قرار شد که ایشون توی اون درخواستی که می خوان واسه تایید ببرن ساعت کلاس ها رو 2 تا 4 بنویسن و توی وبلاگ هم اطلاع رسانی کنن. مورد اول انجام شد و مورد دوم نه!
بیچاره خیلی ها (همه) ساعت 12 اومده بودن و تا 2 بی کار (همان علاف) بودن.
امیدوارم که حداقل کلاس اونقدری خوب بوده باشه که بشه گقت می ارزید.
نکته ی دیگه اینکه من بعد از جلسه سوم احتمال خیلی زیاد چک لیست مطالب جلسه دوم که قرار بود بگم رو توی بلاگ پست می کنم که همه ببینن. واسه این خاطر اون موقع پست می کنم چون خیلی هاش باید توی جلسه سوم گفته بشه.
اگه خوب بهش نگاه کنین می بینین که تمامش مربوط به شروع آموزش و کار کردن با HTML هست که این مهم الی به ویدئو پروژکتور(کلمه ای مبهم و مجهول) میسر نخواهد شد. (شما به بزرگی خودتون ببخشین)
پیام نور هم که قوربونش برم خیلی ماهه. واسه راه انداختن یه ویدئو پروژکتور باید امضای 600 نفر رو بگیریم. آخرشم نشد که نشد.
شاید مهمترین دلیل ضعف کیفی چلسه دوم نسبت به اول همین بود که من مجبور شدم خیلی از برنامه ها رو جا به جا کنم و یا حتی حذف کنم. (تقریبا تمام بخش HTML حذف شد) و باز هم پوزش...
نکته آخر هم بگم و شما رو به خیر و ما رو هم اگه خدا بخواد به سلامت. چندتا از بچه ها از اینکه من هی ازشون سوال می کردم و اصرار داشتم که جواب بشنوم راضی نبودن!!! ای بابا! من کلا دوست دارم کسی که میاد سر کلاس حرف بزنه. ببخشیدا اما اگه قرار باشه چیزی نگه چه فرقی با دیوار می کنه؟ ما می خوایم یه چیزی یاد بگیریم. استاد هم که سر کلاس نداریم، همه دانشجوییم پس جای خجالت هم نیست. نمره ای هم که در کار نیست. پس بیام یه کم سر کلاس حرف بزنیم، سوال بپرسیم، جواب بدیم، و باز هم حرف بزنیم، سوال بپرسیم، جواب بدیم، و باز هم حرف...
امروز خیلی وراجی کردم (مثل همیشه) باز هم ببخشین.
اصلا بابا بگم غلط کردم راضی میشین؟ خداحافظ

پی نوشت: عنوان هیچ ربطی به متن نداشت. فقط خواستم بگم که من کوچ کردم و به اینجا اومدم

اولین جلسه کلاس...

جمعه پانزدهم آذرماه سال 1387نظرات - []

بازم سلام
می خوام یه حرف کلیشه ای بزنم که این روز ها بین بلاگرها مد شده. " ببخشین که دیر به دیر آپ می کنم "

خدا رو شکر جلسه اول کلاس به خوبی برگذار شد!!!
کدوم کلاس؟ مگه شما نمی دونین؟
از همون سفر الکامپ - که هنوز نتونستم سفرنامه رو کامل کنم - تصمیم گرفتم که یه سری کلاس های آموزشی برگذار کنم. البته فکر نکنین که این جانب خیلی افتخار دادن، واقعیتش این بود که خودم هم خیلی دوست داشتم بیشتر تو کارای دانشجویی شرکت کنم، این یک و دو اینکه خیلی دوست داشتم به هم رشته ای هام یه کمکی بکنم تا به امید خدا یه گروه علمی دانشجویی خوب داشته باشم.

یه خبر دیگه هم بدم که قرار بود این کلاس ها خارج از برنامه انجمن بر گذار بشه اما توی آخرین جلسه انجمن ( پنج شنبه بعد از کلاس ) تصمیم بر این شد که این کلاس ها زیر نظر انجمن باشه و از اون حمایت کنه. ( خدا به داد انجمن برسه )

خبر بعدی هم اینه که آقای ابراهیمی ( همون سجاد جون خودمون ) قرار شده این هفته ( یعنی فردا، شنبه ) هماهنگی برگذاری این کلاس ها رو انجام بده. تا اگه خدا بخواد ویدئو پروژکتور ( مردم تا تونستم این کلمات رو بنویسم ) هم داشته باشیم و هم اینکه دیگه مشکل کلاس نداشته باشیم. احتمال خیلی زیاد این کلاس ها روز یک شنبه برگذار خواهند شد.

من تو این پست خیلی با کلاس بودم. به بزرگی خودتون شرمنده!

یک فنجان لینک
ویورز
میکروبلاگ کاملا فارسی + قدرتمندترین میکروبلاگ ایرانی
زنونه ها
آنچه که همجنسانم باید بدانند...
طرح های خلاقانه درباره محیط زیست
خیلی از حیوانات و گیاهان در حال نابودی هستند، گرافیست ها با طبیعت درد و دل می کنند...
وبلاگ خاطرات رونیک
وبلاگ خاطرات رونیک
نقطهء برگشت‌ناپذیر
شما می دانید هر کس به ۱۰۰۰ کیلومتری برسد بقیه اتفاقات برایش در دسترس است؛ مهم مسئله رسیدن به هزار کیلومتری است، من از دوستان خواسته بودم ۷۰۰ کیلومتری را فاکتور بگیرند، یک «یا علی» بگویند و روی ۱۰۰۰ کیلومتری بروند، اما اصرار نمی‌کنم زیرا باید ملاحظات فنی را دقیقاً رعایت کنند.
هاییتی؛ ۱۲۰ تصویر از دیاری که شب با روز یکسان است
تصاویری بسیار زیبا و تکرار نشدنی از سرزمین ویران شده ی هاییتی
سوت بلبلی برای شروع یک تغییر دکوراسیون
اگر تصمیم دارید تغییر دکوراسیون در اتاق های منزلتان بوجود بیاورید، لزومی ندارد هزینه و زمان زیادی را صرف این کار کنید، با در نظر گرفتن نکات زیر به راحتی در یک آخر هفته قادر خواهید بود چهره ای جدید به اتاق هایتان ببخشید.
حالت هایی که هیچ گاه نباید با نوت بوک کار کرد!
چندین حالت که معمولا ما در اون وضعیت ها با لپ تاپمون کار می کنیم! که کاملا اشتباه هستن!!!
درگذشت آیت الله منتظری از نگاه یاهو
خبر درگذشت ناگهانی آیت الله منتظری و یک معرفی کوتاه از ایشان در وب سایت یاهو به نقل از علی اکبر دارینی خبرنگار خبرگزاری Associated Press
آیت الله منتظری در گذشت...
آیت الله منتظری دیشب، در سن 87 سالگی، در خواب به سوی پروردگار شتافت. تمام خبرگزاری های داخلی و خارجی فورا خبر را تیتر کردند.
آرشیو کامل لینک هاشما هم لینک تعارف کنید...
دوستان CACHE
سیب!
سیب، دنیای سبز من
محسن مودت
روز نوشت های یک IT Man، وبلاگ همه چیز از همه جا!!! از دوست خوبم، محسن مودت
مشاهدات ما از محیط زیست
وبلاگ یکی از دوستان در حمایت از محیط زیست به خصوص پارک ملی بمو. پیشنهاد می کنم ببینید
روزگار...
فقط یادمون باشه:زندگی خالی نیست: مهربانی هست،سیب هست، آری، تا شقایق هست زندگی باید کرد.
انجمن شاعران مرده
گاهی گمان نمی کنی ولی می شود . گاهی نمی شود ، نمی شود که نمی شود؛ گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است ، گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود ؛ گاهی گدای گدایی و بخت نیست ، گاهی تمام شهر گدای تو می شود.........
ارکیده
وبلاگ خانوم سکینه محمدی
همه چیز از کامپیوتر تا برنامه نویسی
آموزش ++C
سخنی از هر دری
وبلاگ خانوم زهرا کشاورز
روح IT
وبلاگ خانوم الهام قاسمی
مجموعه مقالات فناوری اطلاعات
وبلاگ دوتا از بچه های خوب IT
بلاگ عکس های زندگی من
عکس های زندگی من
نارسیس
وبلاگ یکی از بچه های خوب IT
یادداشت
وبلاگ خانوم ماریا رفیعی
هر روز روزی نو است، فکر را نو کنید
وبلاگ خانوم فرانک عابدی
ورودی های 88 حقوق شیراز
وبلاگ دسته جمعی دانشجویان رشته ی حقوق دانشگاه شیراز، ورودی 88
وبلاگ سیاسی و فرهنگی
نقد های موشکافانه و توپ از دنیای سیاست. اگه گاهی حس کردی دلت واسه فرهنگ تنگ شده هم سری بهش بزن.
وبلاگ انجمن فناوری اطلاعات دانشگاه پیام نور شیراز
وبلاگ انجمن ما هستا!!!
فهرست تمام لینک ها