تبلیغات
Cache - Mandarin
Wavers.me/mohammad
پروفایل من در ویورز

پیام نور کل!

جمعه شانزدهم بهمنماه سال 1388نظرات - []

یه مطلب خیلی زیبا دیدم که واقعا باهاش حال کردم، خداییش چند دقیقه می خندیدم و می خندیدم و می خندیدم!
داشتم توی وبلاگا می چرخیدم تا ببینم ایندفعه چی واسه دزدی می تونم پیدا کنم که به یه مطلب جالب در مورد هاییتی بر خوردم، مجموعه ی 120 عکس از هاییتی و زندگی در اون بعد از زلزله، تصمیم داشتم اون عکس ها رو تو بلاگم بذارم و از رتبه ی تخم مرغ دزد به شتر دزد ارتقا پیدا کنم!!! اما یهو چشمم به مطلب جالب دیگه توی همون وبلاگ خورد! بعد از اینکه درد چشمم رو آروم کردم روی لینکش کلیکیدم.
تمام مطلب رو عملا و رسما کپی پیست کردم اینجا...

%
اگر پیگیر اخبار باشید حتماً جریان آگهی جعلی جذب ۴۸۰۰ نفر در دانشگاه پیام نور و تکذیب این خبر توسط پیام نور را شنیده اید اگر نه،  از اینجا(+) مطلع شوید.

داستان از آنجایی شروع شده که یک جوان روستایی(آنگونه که برخی گفته اند) به نام “پیام” و با فامیبی “نورکل” هوس می کند از نعمت خدادای نامش بهره ای ببرد و با بازکردن حسابی در بانک صادرات کارش را شروع کند. بعد هم با کمک فرد دیگری سایتی راه اندازی می کند با آدرس www.s-pnu.ir و آگهی می دهد که “استخدام کشوری دانشگاه پیام نور” و در متن آگهی خود اعلام می کند که دانشگاه پیام نور بر اساس مجوز فلان قصد دارد ۴۸۰۰ نفر را به‌کارگیری کند. آگهی هم حسابی صر و صدا می کند؛ تا جایی که دانشگاه پیام نور اعلام می کند ما بی خبریم!

همدست آقا پیام در سایت ایجاد شده از متقاضیان می خواهد تا پس از تکمیل فرم الکترونیکی مبلغ ۷٫۰۰۰ تومان به شماره حساب فلان به نام “پیام نور کل” واریز نمایند و الخ… متقاضی بی خبر از همه جا هم گمان می کند این شماره حساب پیام نور است  و بعله.

جالب آنجاست که علی رغم ادعای پیام نور مبنی بر مسدود شدن این سایت، در زمان نگارش این مطاب، پیام عزیز کماکان مشغول است!

اشتباهات زیادی در اجرای این کلاه‌برداری دیده می شود که بزرگترین آنها ساده بودن فرم ثبت نام و محدود بودن آن به ۶ فیلد است!




%

حال کردین؟ دیدین چه دزد خوبی شدم؟! دیگه خوب می دونم چی بدزدم! خودمم مثل شما از مطالب بیخودی مثل هدفمند کردن یارانه ها که چیزی جز بدبختی یاد آدم نمیاره حرص می خورم، پس نگران نباشین دیگه مطالب زشت رو نخواهید خوند! درود بر کوتوله ها!

در ضمن لینک اون مطلب هاییتی رو هم گذاشتم تو "یک فنجان لینک"

» پیشنهاد می کنم لینک های زیر رو هم ببینید

پنج شنبه ها...

چهارشنبه شانزدهم اردیبهشتماه سال 1388نظرات - []

توی این پست خبر راه اندازی دوباره کلاس ها رو دادم.
حالا می خوام یه خبر جدیدتر بدم.

بعد از پیگیری های مداوم آقای ابراهیمی بالآخره تونستیم مجوز برگزاری رو بگیریم و به امید خدا راهی بشیم!

کلاس ها همون طور که قبلا گفتم ساحلی برگزار می شه.
تاریخ شروع کلاس ها 5 شنبه ی هفته ی دیگه یعنی 24 اردیبهشت هست.
ساعت کلاس ها هم از 2 هست تا 6.

راستش اول قرار بود 2 جلسه در هفته باشه که بعد از بررسی دیدیم بهتره که یه جلسه 3 تا 4 ساعته باشه.

خلاصه داستان اینجوری تموم شد که به ما روزهای پنج شنبه از ساعت 2 تا 6 کلاس دادن با تمامی امکانات!!!

مدارک لازم جهت دریافت مجوز ورود به کلاس:

  • اصل و فرع و کپی کارت ملی
  • اصل و فرع و کپی کارت دانشجویی
  • اصل و فرع و کپی شناسنامه
  • سند خونه (ترجیحا بالای 200 میلیون قیمت)
  • برگه عدم سوء پیشینه
  • گواهینامه رانندگی
  • گواهینامه رانندگی بابا
  • گواهینامه رانندگی بابا بزرگ (در صورت نداشتن این مورد، از ورود به کلاس جلوگیری میشود)
  • یک شاخه گل Tuberose!
  • رضایت نامه با امضای بابا
  • رضایت نامه با امضای مامان
  • رضایت نامه با امضای بابا بزرگ
  • رضایت نامه با امضای مامان بزرگ
  • رضایت نامه با امضای عمه، عمو (به دلیل شروع شدن هر دو اسم با عم با هم ارائه شود)
  • افراد خودمونی نیازی به آوردن هیچ گونه مدرکی ندارند!
  • افراد غیر خودمونی هم نیازی به آوردن هیچ گونه مدرکی ندارند!


در ضمن نفرات برتر بعد از پایان کلاس ها گلچین می شوند!


راستی تا یک روز قبل از شروع کلاس ها، هم چنان امکان ثبت نام وجود داره.


برای ثبت نام اینجا را کلیک نمایید
ثبت نام به پایان رسید


پی نوشت:
اطلاعیه ای در همین راستا! توی سایت اصلی انجمن IT زده شده.
برای مطالعه ی اطلاعیه کلیک کنید...

» پیشنهاد می کنم لینک های زیر رو هم ببینید

نام نویسی در کلاس های Pro HTML & CSS

دوشنبه پنجم اسفندماه سال 1387نظرات - []

لطفا پی نوشت ها رو بخونین!

شبانه روز دم در دانشگاه چادر زدیم و گریه کنان این ور و اون ور رفتیم. اشک هایمان مثل زلیخا (ضلیخا، ذلیخا، ظلیخا، زلیخوا، ضلیخوا و ...) سر به زیر بود.
سرتان را بیشتر از این درد نیارم، چون می دونم همین که آدم شبانه گریه بکنه چقدر با سردار دار هست!

مش ابراهیم ... ببخشیـــــن جناب مهندس ابراهیمی طی آمد و شدهای بس فراوان به اون ساختمون با کلاسه هست تو معلم، پوزش... سر فلکه ی معلم! و بعد از درد و دل های فراوان با جنابان دکاتیر رؤسای (درست نوشتم؟) دانشگاه پ.ن ! موفق به کسب اجازه جهت تازه ...  نام نویســــــــــــی شدن!

هر کسی که دوست داره تو این کلاس ها شرکت کنه مجبوره! که اول، نامش رو بنویسه. حالا شما مختارین که نامتون رو هر جایی که دوست دارین بنویسین، رو در اتاق، رو دیوار سالن پذیرایی، بالای آیفون، رو برچسب اطمینان ماشین لباس شویی، کف دست یا حتی کنار زیپ کیف! اما فقط اینو بودنین که من خودم به شخصه دم در کلاس وای میسم و فقط اونایی رو راه می دم که اسمشون رو توی IT-ES.IR اونم از روز دوشنبه به بعد توی فرمی که مهندس ابراهیمی میذاره نوشته باشن. حالا خود دانی، می خوای رو دیوار اتاق اسمتو بنویس می خوای تو سایت انجمن!
انشاالله که بالای یکی دو نفر نام نویس کنن!

پی نوشت:
این پست رو قرار بود چند روز پیش بنویسم اما خوب به دلایل بسیار سهمناک با خطر دار نتونستم!

پی نوشت 2:
به خدا من آدم بد قولی نیست، اما دقیقا 1 ساعت پیش به من خبر دادن که فرم هنوز نرفته بالا و من واقعا شرمنده ی روی گل شما هستم! (البته خیلی جدی نگیرید چون زیاد هم شرمنده نیستم!)
بر اثر یک سری اتفاقات غیر قابل پیشبینی که در دانشگاه پیام نور کاملا طبیعی هست فعلا خبر بالا کاملا تکذیب میشه و اینا همش شایعه هست! اینا می خوان واسه من پاپوش درست کنن، این دست های پشت پرده ی بلا!
خلاصه من حتما طی پست بعدی جریان رو کاملا توضیح می دم و تاریخ دقیق شروع کلاس ها رو اعلام می دارم! اگه دوست داشتین می تونین اینجا رو کلیک کنین و مشترک این بلاگ بشین تا از این به بعد تمام پست های جدید به ایمیلتون ارسال بشه.

پی نوشت 3:
لطفا از اینجا پست بعدی رو که در همین مورد هست بخونین!

افطار قبل از اذون ظهر!

یکشنبه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1387نظرات - []

بعد از کلی بد بختی و صد بار زنگ زدن این گوشی صاحب … (من قول دادم دیگه به خودم فحش ندم) از تخت کنده شدم. آدم وقتی از خواب بلند میشه انگار سخت ترین کار دنیا رو کرده.

باید می رفتم شهرک گلستان تا از سیستم نوین و پیشرفته! گلستان دانشگاه پیام نور که معلوم نیست چندصد میلیون تومن بابتش پول دادن نمره دربیارم. میگن که حتی خود مهندسای طراز (درست نوشتم؟ ط یا ت) دانشگاه هم هنوز نمی تونن به طور کامل با این سیستم کار کنن.

سرتون رو درد نیارم (مگه چند نفرین؟) بعد از کلی نق و نوق و تحمل مسیر بسیار طولانی اخل شهر و شهرک گلستان رسیدم پشت در اتاق آقای عباسی (مدیر گروهمون رو میگم). ماشالله روز روزونش درست و حسابی کار نمی کرد این آقای عباسی (خدایا منو ببخش غیبت کردم!) امروز که دیگه اصلا نیومده بود. منم بعد از شنیدن جمله ی ویران کننده ی “آقای عباسی یک ساعت دیگه میاد” به وجد اومدم که خدا رو شکر بالآخره عروس خانوم تشریف میارن.

از این اتاق به اون اتاق دنبال بخت خودم می گشتم تا شاید یکی رو ببینم و باهاشون درد دل کنم (فقط درد دل کنم به خدا). اما مثل اینکه شانس ما امروز سحری خوب خورده بود و از قرار معلوم تا ظهر می خواد بخوابه.

خداوکیلی آدم وقتی میره دانشکده (منظور همون ساختمون گلستانه) کلا روزه ش باطل میشه!!! آخه اونجا آخر الزمونه. در تمام افکر خوب و بد خودم بودم که ناگهان صدای دل نشینی منو از خواب خرسی بیدار کرد. یکی از بچه های دانشکده که من حتی اسمش رو نمی دونم (فقط میدونم یه یک سالی دبیرستان با هم بودیم) داشت صدام میزد. خدا رو شکر با راهنماییش یادم افتاد که این دانشکده ی صاحب مرده ما (دیگه قول نداده بودم به دیگران فحش ندم که!!!) یه سایت اینترنت هم داره. بدو بدو (بدون خداحافظی) از اون بیچاره جدا شدم و رفتم تو جنگلی که بیا و ببین.

فکر کنم همه ی دانشجوها کافی نت ها و اینترنت نفتی های خودشون رو ول کرده بودن اومده بودن به اینجا (اونجا). خلاصه خلوت ترین سیستم رو گیر آوردم (چند تا از خواهرها و یکی دوتا از برادرا دورش حلقه ی اتحاد زده بودن) رفتم پیششون و با کمال شجاعت گفتم “سلام”

میگن دور و زمونه عوض شده ها، من باورم نمیشد. آخه دیگه الآن جای جواب سلام می گن: “نمیشه نمره نگاه کرد فقط می تونی انتخاب واحد کنی” منم گفتم مرسی از لطفتون. شما بذارید برسم! خلاصه بعد از کشف زودهنگام گاگول بودن تمامی اون خواهر و برادرا تصمیم به رفتن به کابین خلبان رو گرفتم و گفتن برید کنار که داداشتون داره میاد.

خلاصه با کلی بدبختی کیبورد رو از آقای مهندسی که جای دکمه X رو روی کیبورد نمی دونست در آوردم و گفتم: “حالا شما امر بفرما من انجام میدن” چون تنها راه خلاصی همین بود. بیچاره هم وقتی دید هنوز نوبت انتخاب واحدش نرسیده دست از پا درازتر رفت. اما من به خاطر حس غیرتی که تو وجودم هست نرفتم جاش بشینم آخه نامحرم کنار دستم بود!!!

بماند که نامحرم ، نامحرم بدی هم نبود. یه ربع ساعتی همون جور سره پا خدمات دادم و اون خانوم نامحرم هم همچنان در رکاب بود. تا اینکه تصمیم به جلوس گرفتم. آخه باباهه توان تقبل مخارج پزشک ارتوپد رو نداشت. بعد از کلی کلنجار با خودم و فهمیدن دلیل وارد نشدن به حساب کاربریم روشن بودن چراغ Caps Lock هست، بالآخره فهمیدم که باز هم مثل ترم های گذشته به نمره ی زیر ده مزین شدم!

من هم مثل برادرمون از نامحرم دل کندم و راهی وادی اتاق مدیر گروه شدم. آقای عباسی کجایی…
اینجا چقدر نامحرم زیاد شده. از کی تاحالا آقای عباسی آرایش می کنه؟
بعد از اتمام تمام تفکراتم به این نتیجه رسیدم که هنوز آقای عباسی نرسیده و خانم نامحرم دیگه ای فعلا برای پاسخ گویی به خیل عظیم دانشجوها جای نازنین ایشون رو گرفتن (اگه آقای عباسی خبر داشت عمرا امروز نمیومد سر کار).

بعد از اطمینان خاطر از افتادگی خودم از جانب درس مبای فناوری اطلاعات به سمت منزل گاه متواری شدم.
قبل از اذون ظهر افطار کردم، چون هرکی ازم پرسید همه رو پاس کردی، گفتم آره!!!

یک فنجان لینک
ویورز
میکروبلاگ کاملا فارسی + قدرتمندترین میکروبلاگ ایرانی
زنونه ها
آنچه که همجنسانم باید بدانند...
طرح های خلاقانه درباره محیط زیست
خیلی از حیوانات و گیاهان در حال نابودی هستند، گرافیست ها با طبیعت درد و دل می کنند...
وبلاگ خاطرات رونیک
وبلاگ خاطرات رونیک
نقطهء برگشت‌ناپذیر
شما می دانید هر کس به ۱۰۰۰ کیلومتری برسد بقیه اتفاقات برایش در دسترس است؛ مهم مسئله رسیدن به هزار کیلومتری است، من از دوستان خواسته بودم ۷۰۰ کیلومتری را فاکتور بگیرند، یک «یا علی» بگویند و روی ۱۰۰۰ کیلومتری بروند، اما اصرار نمی‌کنم زیرا باید ملاحظات فنی را دقیقاً رعایت کنند.
هاییتی؛ ۱۲۰ تصویر از دیاری که شب با روز یکسان است
تصاویری بسیار زیبا و تکرار نشدنی از سرزمین ویران شده ی هاییتی
سوت بلبلی برای شروع یک تغییر دکوراسیون
اگر تصمیم دارید تغییر دکوراسیون در اتاق های منزلتان بوجود بیاورید، لزومی ندارد هزینه و زمان زیادی را صرف این کار کنید، با در نظر گرفتن نکات زیر به راحتی در یک آخر هفته قادر خواهید بود چهره ای جدید به اتاق هایتان ببخشید.
حالت هایی که هیچ گاه نباید با نوت بوک کار کرد!
چندین حالت که معمولا ما در اون وضعیت ها با لپ تاپمون کار می کنیم! که کاملا اشتباه هستن!!!
درگذشت آیت الله منتظری از نگاه یاهو
خبر درگذشت ناگهانی آیت الله منتظری و یک معرفی کوتاه از ایشان در وب سایت یاهو به نقل از علی اکبر دارینی خبرنگار خبرگزاری Associated Press
آیت الله منتظری در گذشت...
آیت الله منتظری دیشب، در سن 87 سالگی، در خواب به سوی پروردگار شتافت. تمام خبرگزاری های داخلی و خارجی فورا خبر را تیتر کردند.
آرشیو کامل لینک هاشما هم لینک تعارف کنید...
دوستان CACHE
سیب!
سیب، دنیای سبز من
محسن مودت
روز نوشت های یک IT Man، وبلاگ همه چیز از همه جا!!! از دوست خوبم، محسن مودت
مشاهدات ما از محیط زیست
وبلاگ یکی از دوستان در حمایت از محیط زیست به خصوص پارک ملی بمو. پیشنهاد می کنم ببینید
روزگار...
فقط یادمون باشه:زندگی خالی نیست: مهربانی هست،سیب هست، آری، تا شقایق هست زندگی باید کرد.
انجمن شاعران مرده
گاهی گمان نمی کنی ولی می شود . گاهی نمی شود ، نمی شود که نمی شود؛ گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است ، گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود ؛ گاهی گدای گدایی و بخت نیست ، گاهی تمام شهر گدای تو می شود.........
ارکیده
وبلاگ خانوم سکینه محمدی
همه چیز از کامپیوتر تا برنامه نویسی
آموزش ++C
سخنی از هر دری
وبلاگ خانوم زهرا کشاورز
روح IT
وبلاگ خانوم الهام قاسمی
مجموعه مقالات فناوری اطلاعات
وبلاگ دوتا از بچه های خوب IT
بلاگ عکس های زندگی من
عکس های زندگی من
نارسیس
وبلاگ یکی از بچه های خوب IT
یادداشت
وبلاگ خانوم ماریا رفیعی
هر روز روزی نو است، فکر را نو کنید
وبلاگ خانوم فرانک عابدی
ورودی های 88 حقوق شیراز
وبلاگ دسته جمعی دانشجویان رشته ی حقوق دانشگاه شیراز، ورودی 88
وبلاگ سیاسی و فرهنگی
نقد های موشکافانه و توپ از دنیای سیاست. اگه گاهی حس کردی دلت واسه فرهنگ تنگ شده هم سری بهش بزن.
وبلاگ انجمن فناوری اطلاعات دانشگاه پیام نور شیراز
وبلاگ انجمن ما هستا!!!
فهرست تمام لینک ها