تبلیغات
Cache - Mandarin
Wavers.me/mohammad
پروفایل من در ویورز

ای کاش یک خواهر داشتم

پنجشنبه سی و یکم تیرماه سال 1389نظرات - []



ای کاش یک خواهر داشتم، دستش را میگرفتم میرفتم توی خیابان، جلوی گشتی ها.

اگر یک خواهر داشتم جلوی بانوهای گشتی سیبیلو می بوسیدمش تا بیاید بپرسد شما چه نسبتی با هم دارید من هم بگویم با هم دوستیم!

اگر یک خواهر داشتم با هم توی خیابان مسابقه ی دو میگذاشتیم، گشتی که آمد گیر داد، بلند فریاد می زدم ما با هم دوستیم.

اگر خواهر داشتم یک گل خیلی زیبا می خریدم و دقیقا جلوی گشتی ها بهش می دادم و بلند بلند می گفتم دوست دارم. گشتی ها که آمدند می گفتم ما با هم دوستیم.

اگر خواهر داشتم روز ولنتاین با هم می رفتیم توی بهترین کافی شاپ شهر، گشتی ها که آمدند می گفتم ما با هم دوستیم.

اگر خواهر داشتم با یک نفر که نگاه چپ به او کرده دعوا می کردم بیا و ببین! بعد که گشتی ها آمدند و گفتند با این خانوم چه نسبتی داری، منم می گفتم ما با هم دوستیم.

اگر خواهر داشتم می بردمش دانشکده، همین که حراست اومد گیر داد با افتخار می گفتم که ما با هم دوستیم.

اگر خواهر داشتم اگر می خواستم باهاش قرار بگذارم حتما این کار را جلوی گشتی ها می کردم، وقتی که می آمد چیلم را تا بناگوش باز می کردم و بلند می گفتم بیا دوست خوبم، بیا پیشم، گشتی ها که آمدند می گفتم ما با هم دوستیم.

اگر خواهر داشتم، اگر کسی خدایی نکرده توی بیمارستان بود و ما رفتیم ملاقات و او خوب میشد و خبر سلامتی بهمان می دادند، همدیگر را بغل می کردیم و جیغ می کشیدیم، وقتی بهمان گیر دادند، می گفتم ما با هم دوستیم.

اگر خواهر داشتم دقیقا سر ساعت 10 صبح یا 7 بعد از ظهر با هم می رفتیم باغ جهان نما، شاید هم ارم، گاهی هم حافظیه، گشتی ها که آمدند می گفتم ما با هم دوستیم.

اگر خواهر داشتم حتما همه جا دستش را می گرفتم، گشتی ها که آمدند زود دستش را رها می کردم، خوب که نزدیک شدند رنگم را زرد می کردم، همین که گفتند شما چه نسبتی با هم داریم، نیش خندی می زدم و می گفتم، ما با هم دوستیم.

پی نوشت:
اگر خواهر داشتم، الآن انقدر تنها نبودم.

او می خواهد با شما صحبت کند...

پنجشنبه سیزدهم خردادماه سال 1389نظرات - []

ساعت 7 و نیم بعد از ظهر است. در حال کلنجار رفتن با فایل های داخل لپ تاپتان هستید، نوشیدنی کنار دست شما روی میز است. و تلویزیون که یک مسابقه ی ورزشی پخش می کند، آن طرف اتاق در حالت سکوت است. دختر مورد علاقه ی شما از در وارد می شود، کنار تو می شیند، و تو ناگزیری که به پرسشش پاسخ دهی:


"امروزت چطور بود؟"

این یک تست است،
می تونی درگیرش بشی؟

اگر فکر می کنید که مردان نمی خواهند، نمی توانند یا اصلا صحبت نمی کنند، دارید اشتباه می کنید.
در حقیقت، در سال 2007 دانشگاه کالیفورنیا طی تحقیقاتی به این نتیجه رسید که مردان بیشتر از زنان حرف می زنند. زنان زمان بیشتری رو در مکالمات به خود اختصاص می دهند، اما مردان بیشتر سعی می کنند نظریات خودشون رو بیان کنند. مردان در صحبت بیشتر سعی می کنند پیشنهاد بدن، راه حل بدن.
این دقیقا همون چیزیه که زن ها واقعا ازش متنفرن!!!

مشکل اینجاست که زن ها از زبان برای ارتباط برقرار کردن استفاده می کنن، اما مردها ازش به عنوان یک ابزار قدرت! دکتر Audrey Nelson میگه "مردان سخنوران با نظم و قاعده ای هستند" و ادامه میده که "این معمولا باعث می شه که در تجارت خیلی موفق باشن، اما توی ارتباطاتشون با زن ها به مشکل می ندازتشون"

در ادامه یاد می گیرید که از صدماتی که از طریق صحبت کردن به شما میرسه کم کنید، و از ارتباطاتون رضایت بیشتری داشته باشید.

اون (دختری که با شماست) میپرسه: "با چند تا دختر تا حالا بودی؟"
پاسخ درست: "من تا حالا با دخترای مختلفی بودم، اما هیچ کدوم ارزش تو رو نداشتن"
پاسخ غلط: "چهارده تا، و البته یه نصفه !!! شمردن اشتباهات رو نمی تونه بپوشونه."
اون چی میشنوه؟ "بر خلاف بقیه زن ها، تو ارزش بودن در کنارت رو داری عزیزم" اون این رو میشنوه، حتی اگه تو واقعا در درونت ندونی چه حسی نسبت بهش داری! دکتر نلسون گفته "هیچ زنی نمی خواد پیروز باشه، اون می خواد بدونه که شما واسش ارزش قائلید، چه در ارتباطات داخل خانه، چه بیرون اون.
دکتر Sandor Gardos گفته که "گذشته شما هیچ ارتباطی با اونی که الآن هستید نداره، زن ها از شما یه چک لیست از کارهای گذشتتون نمی خوان"

اون میپرسه: "من توی این لباس چاق به نظر میام؟" (همین طوره!)
پاسخ درست: "این اون چیزی نیست که تو واقعا هستی، چطوره اون لباس مشکیتو بپوشی که توش خیلی هات میشی"
پاسخ غلط: "نمی تونم بگم چاق..."
شما در واقع دارین بهش میگین، ناراحت کننده، تابلو، نا امید کننده. روانشناسان انگلیسی زبان بهش میگن "fat talk" (این اصطلاح برای زمانی استفاده میشه که، زن ها با زن های دیگه با صحبت در مورد ظاهرشون ارتباط بر قرار میکنن، اما تاکتیکشون اینه که اینو نشون بدن که چقدر به ظاهر خودشون اهمیت میدن، طبق تحقیقاتی که توی سال 2010 انجام شده، پیشنهاد میشه که، "کلمه ی FAT یا چاق رو از مکالماتتون حذف کنید!"
...

اون میپرسه: "به نظرت اون زنه خوشگل و هات نیست؟"
پاسخ درست: "اون جزابه، تو چی فکر می کنی؟"
پاسخ غلط: "از بعضی لحاظ آره"
اگه همسر یا دوست دختر شما این سوال ازتون پرسید، یعنی این که اون خودش می دونه که اون زن جزابه! فقط می خواد میزان صداقت شما رو بفهمه.
برای جواب به چنین سوالی نباید از کلمات هات "HOT" استفاده کنید، جذاب یا زیبا کلمات خوبین، کلماتی مثل خوشگل و تو دل بورو آخرین کلماتی خواهند بود که به همسر یا دوست دخترتون میزنید!!!
شما بعد از اینکه نظرتون خیلی مودبانه گفتید، باید نظر خودش رو بپرسید. اینطوری بحث رو از اون زنه به سمت یه مکالمه ی خصوصی بین خودتون و اون می کشونین!

این مقاله خیلی خیلی مفیده، و واقعا جالب، هر چند بعضی جاهاش بیشتر به درد غربی ها با فرهنگ خودشون میخوره، اما واسه ما هم خیلی مفید خواهد بود.
پیشنهاد می کنم یه سری به متن انگلیسی اصلیش بزنین.
ببخشید که زیاد خوب ترجمه نکردم.

» پیشنهاد می کنم لینک های زیر رو هم ببینید

خوشم می آید!

شنبه بیست و یکم فروردینماه سال 1389نظرات - []

خانوادم...
سیب سبز روی درختبوی بنزین
چیزی که یکی گم کردهچیزی که گم کردم
کیبورد لپ تاپی با دکمه های بزرگکیف موبایلم
مایع دستشویی موزی و پرتقالیرمان دزیره
ساعت عقربه ای ای که فقط عقربه دارهلیوان سفالی یا چینی بزرگ
کارت پستالفیلم های عاشقانه با کتک کاری
خراش انداختن ظروف تفلون خوبواسپیکرهای دوپس دوپس
انتظارم رو کشیدنکار
مدیریتبا داییام حرف زدن
جلد کوچیک کول دیسک های بدون کانکتورکارت شارژ دوهزار تومنی ایرانسل
صدای صوت قطاربیسکوییت نیم چاشت
آدم هایی که مَن مَن نمی کننآدم هایی که مِن مِن نمی کنن
مرتب بودنپارک خلد برین
شیرازکوچمون وقتی از سفر بر می گردیم
بادوم شیرینبادوم زمینی تند
گربه نوروزیکیکی که روش پر از خامه باشه
بحث سیاسی یا فنیصلح و صفا
آزادیصدای Keane و Celin
همدانگیتار زدن
راه رفتن تا وقتی که دلم بخوادمرسدس بنز SLR گرونو

من از چیزای خیلی خیلی بیشتری خوشم میاد، که کم کم همه رو می نویسم.

ای کاش...

سه شنبه بیست و پنجم اسفندماه سال 1388نظرات - []

ای کاش می شد یک بار گفت "ببخشید" برای تمام اشتباهات گذشته
مثل وقتی که یک کامنت می گذاریم برای تمام پست های نخوانده!

یکم یه سری رفتیم قشم!

دوشنبه دهم اسفندماه سال 1388نظرات - []

از سر باکاری، رفتیم یک سفر کاری!
جاتون خالی خوش گذشت، یه چند جا رفتیم، اول رفتیم خرید، بعد رفتیم سر کار، بعد یه چیزی خوردیم، بعد رفتیم خرید، بعد یه چیزی خوردیم، بعد خوابیدیم، بعد رفتیم سر کار، بعد رفتیم خرید، بعد یه چیزی خوردیم، بعد رفتیم خرید، بعد رفتیم یه چیزی خوردیم، بعد یه کم خوابیدیم، بعد رفتیم سرکار، بعد رفتیم خرید، بعد یه چیزی خوردیم، بعد رفتیم خرید، بعد رفتیم یه چند جا رو گشتیم، بعد وسطش هی می رفتیم خرید، بعد روز آخر رفتیم سر کار، بعد یه چیزی خوردیم، بعد رفتیم ساحل، بعد دیگه وقت نشد که بریم خرید!!! برگشتیم!

قشم!

ادامه سفرنامه قشم!

آدمه دیگه...

جمعه هفتم اسفندماه سال 1388نظرات - []

پست گذاشتن یه کم سخت شده، وقتی تمام کسایی که دورت هستن یه جورایی خنجر به دستن، تازه اونم پشت سر!
آدم یه لحظه فک می کنه نباید به هیچ کس اعتماد کنه، وگرنه چوبشو می خوره. اونم چه جور.
من که تا حالا نتونستم به افراد زیادی اعتماد کنم، فقط چند نفر.

تا حالا فکر کردین اگه کسی یا کسایی پشت سرتون حرفایی بزنن که شما رو ناراحت می کنه اونم خیلی زیاد، و شما این موضوع رو بفهمین چه رفتاری می کنین؟ اگه شما خودتون پشت کسی یا کسایی چیزی بگین که اونا رو ناراحت بکنه، و اونا متوجه بشن، انتظار دارین چه رفتاری بکنن؟
حالا اگه کسایی که پشت سرتون حرف می زنن صبح تا شب جا نماز آب بکشن چی؟
اگه شما از صبح تا شب جا نماز آب بکشین چی؟
فکر کردین اصلا جا نماز آب کشیدن خوبه یا بد؟

حالم از آدمایی که هیچ وقت خدا و پیغمبر از زبونشون نمیوفته اما کارای ساده ای که خیلی راحت میشه فهمید گناه بزرگی هستن رو انجام می دن، اونم چندین بار در روز به هم می خوره.

دلم نمی خواست کسی تو زندگیم سرک بکشه همونجوری که خودم هیچ وقت تو زندگی کسی سرک نمی کشم،
دلم نمی خواست کسی پشت سرم حرف بزنه همونجوری که خودم هیچ وقت غیبت نمی کنم،
دلم نمی خواست از کسی متنفر باشم چون هیچ وقت اینجور نبوده،
دلم نمی خواست به خاطر حرف های خاله زنکی گلایه و شکایت کنم، چون هیچ وقت نمی کردم،

آدم خیلی کارها رو دلش نمی خواد، اما مجبوره که انجام بده، خیلی چیزها رو دلش نمی خواد اما سرش میاد.

آدمه دیگه...

پی نوشت:
دور و برم پر شده از آدمای ترسو، دقت کردین، چقدر کامنت های ناشناس من دارم؟
هیچ کس حتی جرات نداره خودش رو بهم معرفی کنه، تا بفهمم با کیا طرفم!
نمی دونم از چی می ترسن، شده حکایت نمک خوردن و نمکدون شکستن.

این روزها حرف هایی به گوشم رسیده، از کسایی که یه روزایی بدون هیچ چشم داشتی از وقتم میزدم، مرخصی هام رو خرج می کردم، تا یه کمکی بهشون بکنم، توقعی نیست، فقط باز هم مثل همیشه از کمک کردن هیچ خیری ندیدم،
اما به قول یکی که واسم خیلی عزیزه، آدم کاراش رو واسه خدا بکنه کافیه، دیگه هیچ انتظاری از دیگران نباید داشت.

پی نوشت 2:
نمی دونم بعضی ها از چی میسوزن...

خدا رو شکر

چهارشنبه بیست و هشتم بهمنماه سال 1388نظرات - []

خدا رو به خاطر اینکه سیاه پوست نشدم شکر می کنم.
چون دلم نمی خواد هر وقت هم نژادای من رو نشون می دن همه یاد بدبختی و گرسنگی و فقر و عقب موندگی و ذلت و رنج بیافتن، خدایا شکرت.

صفحه 12 از 2 صفحه

یک فنجان لینک
ویورز
میکروبلاگ کاملا فارسی + قدرتمندترین میکروبلاگ ایرانی
زنونه ها
آنچه که همجنسانم باید بدانند...
طرح های خلاقانه درباره محیط زیست
خیلی از حیوانات و گیاهان در حال نابودی هستند، گرافیست ها با طبیعت درد و دل می کنند...
وبلاگ خاطرات رونیک
وبلاگ خاطرات رونیک
نقطهء برگشت‌ناپذیر
شما می دانید هر کس به ۱۰۰۰ کیلومتری برسد بقیه اتفاقات برایش در دسترس است؛ مهم مسئله رسیدن به هزار کیلومتری است، من از دوستان خواسته بودم ۷۰۰ کیلومتری را فاکتور بگیرند، یک «یا علی» بگویند و روی ۱۰۰۰ کیلومتری بروند، اما اصرار نمی‌کنم زیرا باید ملاحظات فنی را دقیقاً رعایت کنند.
هاییتی؛ ۱۲۰ تصویر از دیاری که شب با روز یکسان است
تصاویری بسیار زیبا و تکرار نشدنی از سرزمین ویران شده ی هاییتی
سوت بلبلی برای شروع یک تغییر دکوراسیون
اگر تصمیم دارید تغییر دکوراسیون در اتاق های منزلتان بوجود بیاورید، لزومی ندارد هزینه و زمان زیادی را صرف این کار کنید، با در نظر گرفتن نکات زیر به راحتی در یک آخر هفته قادر خواهید بود چهره ای جدید به اتاق هایتان ببخشید.
حالت هایی که هیچ گاه نباید با نوت بوک کار کرد!
چندین حالت که معمولا ما در اون وضعیت ها با لپ تاپمون کار می کنیم! که کاملا اشتباه هستن!!!
درگذشت آیت الله منتظری از نگاه یاهو
خبر درگذشت ناگهانی آیت الله منتظری و یک معرفی کوتاه از ایشان در وب سایت یاهو به نقل از علی اکبر دارینی خبرنگار خبرگزاری Associated Press
آیت الله منتظری در گذشت...
آیت الله منتظری دیشب، در سن 87 سالگی، در خواب به سوی پروردگار شتافت. تمام خبرگزاری های داخلی و خارجی فورا خبر را تیتر کردند.
آرشیو کامل لینک هاشما هم لینک تعارف کنید...
دوستان CACHE
سیب!
سیب، دنیای سبز من
محسن مودت
روز نوشت های یک IT Man، وبلاگ همه چیز از همه جا!!! از دوست خوبم، محسن مودت
مشاهدات ما از محیط زیست
وبلاگ یکی از دوستان در حمایت از محیط زیست به خصوص پارک ملی بمو. پیشنهاد می کنم ببینید
روزگار...
فقط یادمون باشه:زندگی خالی نیست: مهربانی هست،سیب هست، آری، تا شقایق هست زندگی باید کرد.
انجمن شاعران مرده
گاهی گمان نمی کنی ولی می شود . گاهی نمی شود ، نمی شود که نمی شود؛ گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است ، گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود ؛ گاهی گدای گدایی و بخت نیست ، گاهی تمام شهر گدای تو می شود.........
ارکیده
وبلاگ خانوم سکینه محمدی
همه چیز از کامپیوتر تا برنامه نویسی
آموزش ++C
سخنی از هر دری
وبلاگ خانوم زهرا کشاورز
روح IT
وبلاگ خانوم الهام قاسمی
مجموعه مقالات فناوری اطلاعات
وبلاگ دوتا از بچه های خوب IT
بلاگ عکس های زندگی من
عکس های زندگی من
نارسیس
وبلاگ یکی از بچه های خوب IT
یادداشت
وبلاگ خانوم ماریا رفیعی
هر روز روزی نو است، فکر را نو کنید
وبلاگ خانوم فرانک عابدی
ورودی های 88 حقوق شیراز
وبلاگ دسته جمعی دانشجویان رشته ی حقوق دانشگاه شیراز، ورودی 88
وبلاگ سیاسی و فرهنگی
نقد های موشکافانه و توپ از دنیای سیاست. اگه گاهی حس کردی دلت واسه فرهنگ تنگ شده هم سری بهش بزن.
وبلاگ انجمن فناوری اطلاعات دانشگاه پیام نور شیراز
وبلاگ انجمن ما هستا!!!
فهرست تمام لینک ها