
ای کاش یک خواهر داشتم، دستش را میگرفتم میرفتم توی خیابان، جلوی گشتی ها.
اگر یک خواهر داشتم جلوی بانوهای گشتی سیبیلو می بوسیدمش تا بیاید بپرسد شما چه نسبتی با هم دارید من هم بگویم با هم دوستیم!
اگر یک خواهر داشتم با هم توی خیابان مسابقه ی دو میگذاشتیم، گشتی که آمد گیر داد، بلند فریاد می زدم ما با هم دوستیم.
اگر خواهر داشتم یک گل خیلی زیبا می خریدم و دقیقا جلوی گشتی ها بهش می دادم و بلند بلند می گفتم دوست دارم. گشتی ها که آمدند می گفتم ما با هم دوستیم.
اگر خواهر داشتم روز ولنتاین با هم می رفتیم توی بهترین کافی شاپ شهر، گشتی ها که آمدند می گفتم ما با هم دوستیم.
اگر خواهر داشتم با یک نفر که نگاه چپ به او کرده دعوا می کردم بیا و ببین! بعد که گشتی ها آمدند و گفتند با این خانوم چه نسبتی داری، منم می گفتم ما با هم دوستیم.
اگر خواهر داشتم می بردمش دانشکده، همین که حراست اومد گیر داد با افتخار می گفتم که ما با هم دوستیم.
اگر خواهر داشتم اگر می خواستم باهاش قرار بگذارم حتما این کار را جلوی گشتی ها می کردم، وقتی که می آمد چیلم را تا بناگوش باز می کردم و بلند می گفتم بیا دوست خوبم، بیا پیشم، گشتی ها که آمدند می گفتم ما با هم دوستیم.
اگر خواهر داشتم، اگر کسی خدایی نکرده توی بیمارستان بود و ما رفتیم ملاقات و او خوب میشد و خبر سلامتی بهمان می دادند، همدیگر را بغل می کردیم و جیغ می کشیدیم، وقتی بهمان گیر دادند، می گفتم ما با هم دوستیم.
اگر خواهر داشتم دقیقا سر ساعت 10 صبح یا 7 بعد از ظهر با هم می رفتیم باغ جهان نما، شاید هم ارم، گاهی هم حافظیه، گشتی ها که آمدند می گفتم ما با هم دوستیم.
اگر خواهر داشتم حتما همه جا دستش را می گرفتم، گشتی ها که آمدند زود دستش را رها می کردم، خوب که نزدیک شدند رنگم را زرد می کردم، همین که گفتند شما چه نسبتی با هم داریم، نیش خندی می زدم و می گفتم، ما با هم دوستیم.
پی نوشت:
اگر خواهر داشتم، الآن انقدر تنها نبودم.
تبلیغات 